اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۴

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۴

6
  • نعم‌ لا یكونُ المسلوبُ سلبًا لسَلبِه فیكونُ ثبوتًا إضافیًا.

  • «بله، مسلوب، دیگر سلب براى خودش نمى‌شود پس این یك ثبوت اضافى است.»

  • یعنى من‌باب‌مثال وقتى که شجر را نفى مى‌كنیم، این دیگر خودش را سلب نمى‌كند. وقتى كه مى‌گوییم: عدم شجر در اینجا ثابت است، این به این معنی نیست كه خود این عدم را هم سلب كند، یعنى سلبِ سلب شود و ایجاب بشود بلكه عدم شجر، عدم شجر است. وقتى كه شما مى‌گویید: عدم شجر یعنى نبود شجر، عدم لیوان یعنی نبود لیوان، عدم سفیدى یعنی نبود سفیدى، نه‌اینكه این «نبود» بیاید و یك عدم را هم روی خودش بار كند. اگر یک عدم بار کند پس نفى در نفى اثبات شود دیگر، و این با آن عدم اول منافات دارد. بنابراین ما مى‌توانیم بگوییم: مفهوم این عدم، اثبات خودش را مى‌كند. وقتى كه ما مى‌گوییم: عدم زید، یعنى عدم زید ثابت است، نه‌اینكه عدم زید منتفى است. این ثبوت مى‌شود ثبوت اضافى، نه‌اینكه ثبوت خارجى و وجود خارجى؛ ثبوت به‌معناى یك مفهوم محقق، حالا آن مفهوم محقق إما عدمٌ و إما غیرُ عدم كه وجودین باشد. مفهوم محقق با مفهوم وجود خارجى دوتا است. این ثبوت را مى‌گویند: ثبوت بالنسبه به عدم، نه ثبوت بالنسبه به وجود.

  • بله، مطالبى كه در اینجا هست این است كه مسلوب، آن كه سلب شده كه همان عدم زید باشد، نمى‌آید خودش را سلب كند. اگر سلب كند سلب خودش را، مى‌شود اثبات و مى‌شود وجود. پس لازمۀ عدم سلبِ سلب، یك ثبوت اضافى است بالنسبه به آن عدم، نه بالنسبه به وجود خارجى‌اش.

  • و هو المعتبرُ فی تحدیدِ السلبِ بهذه‌ الطبیعةِ الإطلاقیةِ.

  • «و آن كه در تحدید سلب معتبر است همین ثبوت اضافى است نه وجود خارجى.»

  • وقتى مى‌گویند: سلب چیست؟ مى‌گوییم: سلب عبارت از ثبوت العدم است. معناى سلب چیست؟ معناى نفى چیست؟ معنای نفی، اثبات نبود است؛ این معنی معناى سلب است. من‌باب‌مثال وقتى که مى‌گوییم: زیدٌ منتفٍ، زیدٌ میتٌ، زیدٌ لیس بموجودٍ، این كه مى‌گوییم: زیدٌ معدومٌ، یعنى اثبات نفى براى زید کردیم، و این اثبات نفى دلالت نمى‌كند كه یك حقیقت خارجى الآن در جلوى چشم ما هست. اثبات، اثبات است. این ثبوت مى‌شود ثبوت اضافى، نه ثبوت اطلاقى. ثبوت اطلاقى آن است كه در خارج تحقق داشته باشد و ثبوت اضافى آن است كه به اعتبار ثابت شود، ولو اینكه در خارج نباشد. اگر شما یك قیدى را براى مفهومى اخذ كنید، این قید براى آن مفهوم ثابت است ولى این دلالت بر وجود خارجى نمى‌كند؛ من‌باب‌مثال وقتى شما مى‌خواهید سبزى‌ پلو بخرید، این پلویى كه در اینجا آورده‌اید یك قیدى است كه براى تبیین مفهوم آن نوع از سبزى ثابت كردید، و این دلالت بر ثبوت اطلاقى نمى‌كند كه همین حالا این پلو در خارج باشد. این ثبوت، ثبوت اضافى است. بالنسبه به مفهوم سبزى قید در اینجا آورده شده است. این فقط در معناى عدم در اینجا صادق است.