جلسه ۱۵۵
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۵
11«و همانطور قیاس معانى حرفیه و مفهومات أدویه كه مفهومات بهعنوان أدات هستند که وقتى منظورٌالیها باشند وجود فىنفسه دارند، تعقل بشوند به قصد، برایش حكم مىشود یا محكوم قرار مىگیرد، برمىگردد و به مفهوم اسمیۀ استقلالیه منقلب مىشود، بعد از اینكه حرفیه و ربطیه بود. این انقلاب، انقلاب مستحیل نیست. (چون انقلاب مستحیل انقلابى است كه یك صورت با اینكه در نفس این فعلیت را دارد برگردد به صورت دیگر، مثلاً انسان در عین اینكه انسان است یكدفعه برگردد و بقر بشود، این انقلاب محال است. اما انقلاب ماده به صورت در همۀ اشیاء هست. هر مادهاى در حركت و سیر جوهرى خودش هر آن یك صورتى بهخود مىگیرد و این اشكال ندارد. و مسئلهاى نیست كه یك امر معناى حرفى در نفس اینكه معناى حرفى است منقلب نمىشود بهمعناى اسمى، چون در وقتى كه معناى حرفى هست جنبۀ آلیت دارد، و اگر در نفس آلیت منقلب بشود بهمعناى استقلالى و نفسى، این انقلاب لازم مىآید كه حرام است. یعنى آن صورت نوعیهاش از آلیت برگردد و به صورت نوعیۀ استقلالیه و نفسیه متبدل بشود، این محال است. ولى اگر نه، اصلاً اصل موضوع عوض شد، كودتا شد، آن حرف كه معناى آلى بود، دیگر الان منظورٌفیه و منظورٌالیه شد پس بهطوركلى صورت خود را تبدیل كرده به صورت دیگر، یعنى این ماده خود را تبدیل كرده به صورت دیگر و آن صورت، صورت استقلالى باشد.) مثل انقلاب ماده به صورت، جنس به فصل، قوه به فعل، ناقص به تام مىباشد، اشكالى ندارد. نه مثل انقلاب یك صورت به صورت دیگر كه محال است و یا نوع محصَّل، نوعى كه الان فعلیت دارد به یك نوع محصَّل در همین الان، چون روابط و ادوات در وقتى كه روابط و ادوات هستند، اینها چیزى از اشیاء محصَّله كه فعلیت تامه داشته باشند نیستند بلکه اینها روابط هستند و نسبتهاى به اشیاء هستند. فرق است بین یك شىء و بین نسبت شىء، این دو مسئله است. و فرق است بین اینكه یك شىء، شىء باشد یا اینكه استعداد بر یك شىء شدن را داشته باشد، تهیؤ بر یك شىء شدن را داشته باشد كه از مرحلۀ بالقوه به بالفعل رسیدن است، این را انقلاب نمىگویند، زیرا قوه و استعداد از نظر قوه بودن، اصلاً شیئى از اشیاء نیست كه بخواهد درونش انقلاب صورت بگیرد.»

