جلسه ۱۵۷
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۷
3حالا یکوقت ما میخواهیم راجع به خود وجوب و امتناع و امکان صحبت کنیم که اصلاً وجوب و ضرورت چیست؟ امتناع چیست؟ و امکان چیست؟ به هیچ قضیه خارجی هم کار نداریم؛ نه به «الله واجب الوجود» کار داریم، نه به «زید ممکن الوجود» کار داریم، نه به «شریک الباری ممتنع الوجود» کار داریم و نه به «اجتماع النقیضین ممتنع» کار داریم، ما به هیچ کار نداریم. ما اصلاً به امتناع کار داریم. این در اینجا یک وجود استقلالی به خود میگیرد که البته وجود استقلالی در اینجا همان ظرف و وعائش در ذهن است. چیزی در خارج نیست که ما نشان بدهیم، مثل فرش و لیوان که بگوییم: این معنی معنای وجوب است، بلکه یک وجود استقلالی دارد و آن وجود استقلالی وجود محمولی دارد، میتوانیم بگوییم: «الضرورة موجود» چون اگر موجود نبود که شما نمیتوانستید نسبت به آن حکم کنید. و بهعبارتدیگر هر وجود انتزاعی باید یک وجود استقلالی در ذهن داشته باشد؛ هر وجود انتزاعی! چون همینکه شما میگویید: وجود انتزاعی، به این معنی است که ذهن قبلاً چنین وجود استقلالی را برای خودش ترسیم کرده و در پروندۀ خودش قرار داده است. منبابمثال ما همین نظر را حتی در مورد اعیان خارجی و مفاهیم اعیان خارجی، همان طور که قبلاً عرض شد، بهصورت ابهام این معنی را ذهن دارد، و این قضیه در اسامی اجناس و معانی کلیه هست. منبابمثال سفیدی یک عرضی است و صورت عینیۀ خارجی دارد، بهجهت اینکه شما الآن این کتاب را که در مقابل خودتان باز کردید خب این کتاب را میبینید که صفحاتش سفید است و این کتاب را در مقایسۀ با این کیف و در مقایسۀ با این فرش ملاحظه میکنید. خب این فرش قرمز است و این کیف هم رنگش اینطور است. پس این سفیدی را در خارج میبینید، انتزاعی نمیکنید، این را دارید میبینید دیگر. قرمزی را دارید در خارج میبینید دیگر سیاهی را دارید میبینید. این یک صورت عینی خارجی دارد. حالا اینکه منشأش چیست ما به آن کار نداریم، بالاخره این را ما با چشممان داریم میبینیم دیگر، حالا هرچه ما تفسیر راجع به لون و... میخواهد بکند، به جای خودش محفوظ است، اما این مسئله هست.

