جلسه ۱۵۷
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۵۷
6مرحوم آقا یک چیزی به من دادند (نامه یا یک چیز پستی و یا یک وجهی بود) و فرمودند: «شما به منزل فلانی برو و این را بده، و زود هم این کار را انجام بده!» ما روز اول یادمان رفت که برویم و روز دوم کاری برایمان پیش آمد و انجام ندادیم، و خلاصه به آن بچهمان دادیم و گفتیم که برو و این را به خانه فلانی بده. او رفت و داد. گفتم که آیا دادی؟ گفت: «بله». روز سوم دیگر خیالمان راحت شده بود که دیگر رفتیم و دادیم. مرحوم آقا سر سجاده نشسته بودند فرمودند: «آقای فلانی بیا!» گفتیم که ای وای الان دیگر موقع استنساخ است! فرمودند: «آقای ... آیا شما این را به فلانی دادید؟» گفتم: بله. فرمودند: «خب ایشان چه گفتند؟» من که نرفته بودم ایشان چیزی نگفتند، زبانم بند آمده بود. گفتم: آقا، راستش پسرم رفت آن را داد. فرمودند: «بسیار خوب بفرمایید!» ما را کشیدند که بگویند: چرا خودت نبردی؟!
خلاصه اینجا نمیشود پشتک زد! حالا همه جا بله اینجا هم بله؟! از این کارها سر ما هم خیلی آوردند! خلاصه شهادت به این میگویند که توی چیز باشد که چیز باشد.
تباین ذاتیِ لحاظ استقلالی با لحاظ انتزاعی
حالا در مورد این صور و اعراض، تمام اینها از اسامی اجناس و غیره یک معنایی قبلاً در ذهن دارد و در انطباق با آن معنی سنجیده میشود، لذا این انتزاعیات خودشان یک وجود فینفسه و مستقل در ذهن دارند؛ ولیکن ذهن در مقام عمل همیشه دو عمل انجام میدهد: یکی نظر ذهن به واقعیات خارجی است و براساس واقعیات خارجی قضایای ذهنیه را ترکیب میکند، در این لحاظ، روابط بین قضایای ذهنیه بهعنوان حاکی از روابط در موضوع و محمول خارجی بهعنوان وجود بالاستقلال در ذهن مدنظر قرار نمیگیرد و اینها وجود فینفسه ندارند؛ مسئله دوم این است که ذهن خودش وجود روابط ذهنیه را صرف نظر از آن رابط خارجی بهعنوان وجود فینفسه و مستقل مدنظر قرار میدهد که دراینصورت این وجود، وجود محمولی دارد و وجود فینفسه دارد.

