اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۸

توضیحات:

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۵۸

7
  • پرداختن به گرفتاری‌ها و بیچارگی‌های خود، علامت انسان‌های دردمند

  • اما آدم وقتى كه بیكار نیست فوراً مى‌آید و از قضیه مى‌گذرد و به مسائل مهم‌تر مى‌پردازد. ما خیلى مسئلۀ مهم در پیش داریم خیلى! به قول مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مى‌فرمودند:

  • آن‌قدر ما بیچارگى داریم و آن‌قدر بدبختى داریم كه اگر متوجه بیچارگى‌ها و بدبختى‌هاى خودمان بشویم اصلاً چشممان را از خودمان نمى‌توانیم به دیگرى بیندازیم و ببینیم كه او کیست و چیست و... !

  • هرجا دیدید که كسى نشسته و دارد از كسى دیگر حرف مى‌زند بدانید كه كلاهش پس معركه است؛ بدون برو و برگرد! هر كسى را دیدید که آرام است و سرش به كار خودش است به‌دنبال او بروید، او به‌درد مى‌خورد! اگر هم الآن نداشته باشد بالاخره عاقبتش خوب است! اما اگر دیدید که كسى نشسته و مدام مى‌گوید: حسن این‌طور است، حسین این‌طور است، بدانید که اوضاع خودش خیلى خراب است و معطلى هم ندارد! این حرف را از خودم نمى‌گویم، از پدرم نقل مى‌كنم و مرحوم آقا هم همین‌طور بود. ایشان با اینكه خودش در كوران حوادث و جریانات و مسائل و... بود وقتى كه نزد استادش آقاى حداد یا آقاى انصارى مى‌رفت ـ ما آن‌موقع بچه بودیم ولی یك چیزهایى هم مى‌فهمیدیم دیگر ـ مى‌دیدیم که اصلاً ایشان به این حرف‌ها كارى ندارد. حالا یك‌وقت تكلیف اقتضا مى‌كند، مى‌گویند: برو و فلان مسئله را مطرح كن؛ این یك چیزى است، ولى آنچه من از ایشان دیدم این بود كه ﴿قُوٓا أَنفُسَكُمۡ﴾1 بودند.

  • قاعدةٌ: و إذا تحَقَّقتَ الأمرَ فی هذه المعانی و معنى انقطاعِ سِلسِلَتِها بانقطاعِ اعتبارِ العقلِ فاجعَله أسلوبًا مطّردًا فی جمیعِ الطبائعِ العامةِ المتكرّرةِ كالوحدةِ و الوجودِ و اللزومِ و مضاهیاتِها سواءٌ كان بإزائِها فی الأعیانِ شی‌ءٌ أم لا فإنّ الوجودَ و الوحدةَ مع أنّ حقیقتَهما واقعةٌ فی الأعیانِ بل حقیقةُ الوجودِ هی أحقُّ الأشیاءِ بالوقوعِ العینی لكن مفهوماهما مِن المعانی المتكرّرةِ فی العقلِ فإنّ لحقیقةِ الوجودِ موجودیةٌ و لموجودیتِها موجودیةٌ أخرى و هكذا إلىٰ أن یعتبرَها العقلُ لكن مصداقَ هذه الاتصافاتِ الغیرِ المتناهیةِ بحسبِ اعتبارِ العقلِ حقیقةُ الوجودِ التی هی بنفسِها موجودةٌ و كذا الكلامُ فی الوحدةِ.2

    1. . سوره تحریم (66) آیه 6.
    2. . الحكمة المتعالیة، ج ‌1، ص 144.
/