اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۹

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۹

4
  • تمام‌ این ضروت‌هاى متوالیه و لزوم‌هاى متوالیه اگر قرار بر این باشد كه اینها نباشند و تخلف از این لزومات و ضرورات پیش بیاید، برگشت بر این است كه ضرورت آن قضیۀ اول به‌هم خورده، و ضرورت اول كه نمى‌شود به‌هم بخورد، یعنى ضرورتِ بودن امكان براى زید به‌هم بخورد. یعنى اگر قرار باشد شما بخواهید من‌باب‌مثال یكى از این حلقه‌ها را از دایرۀ تسلسل جدا كنید، كلّ آنچه به قضیۀ اول مى‌رسد خراب مى‌شود، به‌خاطر اینکه تمام اینها مترتب بر همدیگر هستند. اگر شما مى‌خواهید بگویید: در این تسلسلِ لایقفى ما در یك جا مى‌ایستیم، مستشکل مى‌گوید: ایستادن به‌دست شما و ما نیست که بخواهید بایستید یا نایستید، این یك مسئلۀ ذهنى است، بخواهید و نخواهید ذهن این تأمل و تفكر خودش را مى‌كند، این قضیه، یك قضیۀ ذهنى است. اگر بخواهید در جایى دست بردارید، به‌معناى این است كه ضرورت را در آن موقف ملغى كنید، الغاء ضرورت موجب می‌شود که از این به قبل، [تمام آنها ملغی می‌شود.] چون بالاخره این سلسلۀ علیت باید دائماً دوام داشته باشد. عدم وجود یك معلول، مستلزم عدم وجود علتش است، باز دوباره عدم وجود معلول مستلزم عدم وجود علتش است، تا برسد به قضیۀ اول. قضیۀ اول چیست؟ «زیدٌ ممكنُ الوجود». بنابراین به این قضیۀ «زیدٌ ممكنُ الوجود» كه در ذهن ما نقش بسته است لطمه وارد مى‌شود و زید از امكان بیرون مى‌آید. براى اینكه زید از امكان بیرون نیاید باید ضرورت بر آن حكم شود، یعنى امكان براى زید باید ضرورت داشته باشد. آن ضرورت، ضرورت دیگرى را مى‌طلبد و همین‌طور تا آخر. یعنى آن حكمى كه ما مى‌كنیم ضرروت دارد، و حكمِ حكم ما هم ضرورت دارد و هلمّ‌جرّا.

  • اشکال به عدم تفاوت تسلسل در قضایای ذهنی و خارجی

  • پس به‌عنوان یك قضیۀ موجبۀ كلیه كه هر قضیه‌اى استدعا مى‌كند وجود موضوع را، بنابراین وجود موضوع در قضایاى متوالیه وجود دارد. پس در اینجا ما نه‌تنها در «زیدٌ ممكنُ الوجود» یك زیدى را داشتیم و بر او حكم به امكان مى‌كردیم بلكه در تمام قضایاى متسلسله‌ای كه بعداً مى‌آید باید موضوعى داشته باشیم و بر آن موضوع حكم كنیم و ارتباط بین آن موضوع و محمول و جهتش را ذكر كنیم. بنابراین چه فرق مى‌كند كه شما یك موضوع خارجى را مترتب بر موضوع دیگر قرار بدهید و امتناع لازم بیاید یا یك موضوع ذهنى را مترتب بر موضوعات دیگر قرار بدهید و امتناع لازم بیاید، در هر دو قضیۀ ما چه قضیۀ خارجیه و چه قضیۀ ذهنیه، وجود موضوع مترتب بر همدیگر خواهد بود. این اشكالى است که وارد شده است.