اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۹

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۹

7
  • من‌باب‌مثال اگر كسى در حال احرام یك ثانیه در آینه نگاه بكند یك گوسفند بدهد، ثانیۀ دوم نگاه كند دوتا گوسفند باید بدهد، ثانیۀ سوم سه‌تا گوسفند باید بدهد. اگر قرار بر این باشد که حاجی در وهلۀ اول به آینه نگاه كند باید یك گوسفند بدهد، می‌خواهد خودش را ببیند که چه شکلی شده، كلاهش را برداشته و مى‌خواهد ببیند چه شكلى شده است، بعد متوجه مى‌شود كه اى داد و بیداد باید یك گوسفند بدهد، بعد در وهلۀ دوم نگاه دوم، بعد نگاه سوم، گوسفند دوم و سوم باید بدهد. بعد یك‌دفعه مى‌گوید: ببینم زیر آینه چه نوشته شده است، نگاه مى‌كند مى‌بیند كه آینه ساخت فلان کشور است، بعد مى‌بیند كه این آینه موج هم دارد، در وهلۀ اول و دوم و سوم باید گوسفند بدهد، اما یك‌دفعه مى‌ایستد از اینجا به بعد لحاظ، لحاظ استقلالى شد. تا وقتی كه لحاظ آلى بود و چهرۀ مبارك را مى‌دید باید گوسفند می‌داد اما همین‌كه این لحاظ برگشت و لحاظ استقلالى شد آن حكم هم قطع می‌شود. دوباره اگر برگردد و بگوید: ببینم آیا اینجای سرم خون آمده، باز این لحاظ آلى شد و گوسفند شروع شد. بعد دوباره می‌گوید: چرا این آینه موج دارد، یك‌دفعه گوسفند قطع مى‌شود. هروقت لحاظ آلی شود جیبش خالی می‌شود اما وقتی که لحاظ استقلالی بشود قضیه متوقف می‌شود. این مسئله هم همین‌طور است، تا وقتی كه شما زید را مى‌گویید و ممكن الوجود را هم مى‌گویید و منظورتان از امكان، آن جهت خارجى و وجود خارجى زید است، در اینجا قضیۀ شما موضوع و محمول دارد و لحاظ، لحاظ آلی است، وقتی كه از آن قضیۀ خارجى فارغ شدید، روى امكان قضیه مى‌خواهید نظر كنید و بگویید: حالا اینكه گفتیم: زید ممکن الوجود آیا درست گفتیم یا درست نگفتیم؟! درست گفتیم که زید ممكن الوجود است، امكان را درست گفتیم. اینكه امكان را درست گفتیم یعنى چه؟ یعنى امكان براى این قضیه ضرورت دارد؛ این لحاظ، لحاظ استقلالى شد. لحاظ استقلالى یك قضیۀ دیگرى است كه به قضیۀ اول كارى ندارد، تا اینكه شما بگویید: این سلسله موجب مى‌شود كه اصل قضیۀ اول ما كه در ذهن نقش بسته و مفاهیمى است كه وجود عینى خارجى دارد ازبین برود، آن ازبین نمى‌رود. این جواب ایشان بود تا اینکه جواب مرحوم دوانی را بیان کنیم و اشكالى كه مرحوم آخوند به ایشان مى‌كنند.