اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۵۹

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۵۹

9
  • تلمیذ: پس چرا این‌طور به مستشکل جواب نداده است؟! از اوّل مى‌گوید: قضیۀ شما دوتا قضیّه است: یكى ذهنی است و یكى خارجی است. چرا لحاظ استقلالى و آلى بكند؟! اصلاً چرا جواب ملاصدرا را بدهیم؟!

  • استاد: مستشكل دارد این قضیۀ لایقف خارجى را متصل به قضیّۀ سلسلۀ ذهنى می‌کند، مى‌خواهد بگوید: این قضیۀ اول كه شما در آنجا حكم به امكان كردید و حكم بر وجوب كردید براى محمول و موضوع، این قضیه علت براى قضایاى بعدى‌ شده است.

  • تلمیذ: قضایاى بعدى ذهنى است‌.

  • استاد: ذهنى بودن و غیر ذهنى بودن كارى نمى‌كند. مگر قضیۀ «زیدٌ ممكنُ الوجود» ذهنى نیست؟! كجا زیدِ خارج ممكن الوجود است؟ زید در خارج زید است. ممكن الوجود را شما از خودتان درآوردید.

  • تلمیذ: تسلسل که محال است در کجا است؟ در ذهن است.

  • استاد: تسلسل در عالم خارج است. ‌ذهن از باب اشراف بر یك قضیۀ خارجى مى‌گوید: تسلسل محال است. یعنى چون در ذهن خودش این تسلسل را درست مى‌كند و یك وجودى را مترتب بر وجود دیگر می‌کند، لذا مى‌گوید: در خارج هم نمى‌شود تسلسل باشد. ذهن در اینجا كارى كه انجام مى‌دهد این است كه زید خارج را تصور مى‌كند، بعد وجود او را هم كه عارض بر این ماهیّت شده تصور مى‌كند، نسبت بین این دو را به‌عنوان یك موضوعى كه حاكى از خارج است دارد تصور مى‌كند. بالاخره این قضیه، قضیۀ ذهنى است؛ به‌لحاظ منشأ انتزاعش كه خارج است. حالا در این منشأ انتزاعش كه خارج است که معلوم بالذاتِ ما است، بر این یك قضایایى مترتب است كه آن قضایا جنبۀ استقلالى دارد. این قضیۀ اول جنبۀ آلى دارد، یعنى كیف در این قضیه و جهت در این قضیه جنبۀ آلى دارد اما قضایاى دیگر ما جنبۀ استقلالى دارد. این‌ استقلالى و آلى را مستشكل نفهمیده است و چون نفهمیده لذا همۀ قضایا را یك قضیه گرفته است و این قضیه را هم قضیۀ لحاظ خارجى گرفته و گفته است كه همۀ قضایا به خارج برمى‌گردد. والاّ اگر ما از اول بیاییم و بگوییم: این سلسله را ما به‌لحاظ استقلالى قطع مى‌كنیم، دو قضیه در اینجا داریم: یك قضیه، قضیۀ ذهنى است كه حاكى از خارج است كه این لحاظش نسبت به خارج، لحاظ آلى شده، و این لحاظ فانى در مَفنى است. یك لحاظ، لحاظ استقلالى است و آن اینكه به خود جهت قضیه كه در این قضیۀ ما جهت آلى به آن داده شده، به این جهت قضیه جهت استقلالى داده شده است، و این دو با هم ربطى ندارند.