جلسه ۱۶۰
5بنابراین ما از اینجا این مطلب را استفاده مىكنیم كه اصلاً بهطوركلى مكان براى اجرام، یك امر انتزاعى است. یعنى از نفس تحقق یك جرم و مادۀ خارجى و ارتباط همین جرم با محیط خودش [انتزاع میشود.] بالأخره هر چیزى در خارج تحقق پیدا مىكند، محیطى دارد، چون جرم داراى ماده است و ماده داراى ابعاد است، یعنى ابعاد تعلیمى در اینجا حاكم بر ماده است، ماده داراى حجم تعلیمى است دیگر، و هر حجم تعلیمى و جسم تعلیمى، ابعادش جوانبى دارد. منبابمثال الآن این كتاب داراى ابعاد است، این كتاب خودش جسم طبیعى است، این داراى جسم تعلیمى است، جسم تعلیمیاش همین است كه الآن شما بهواسطۀ جسم تعلیمىاش با این ارتباط پیدا مىكنید. بهواسطۀ طبیعىاش كه نیست، با طبیعی آن كه ارتباط پیدا نمىكنید، این طبیعى اگر به سر آدم بخورد سر آدم مىشكند. پس بهواسطۀ حجم تعلیمى و جسم تعلیمى است كه شما متوجه این جسم طبیعى خواهید شد. این جسم تعلیمى داراى ابعاد است، دارای طول و عرض و ارتفاع و بُعد است. این طول و عرض و بُعد، جوانبى را براى خود حیازت مىكند، این طول مىآید تا اینجا و اینجا قطع مىشود، از این به بعد جانب است، این عرض مىآید تا اینجا، اینجا قطع مىشود، از این به بعد مىشود جانب، عمق از اینجا تا اینجا سه سانت است و بعد از آن مىشود جانب. از ارتباط بین شىء و بین جوانب آن كه جسم تعلیمىِ آن را تشكیل مىدهد، شما انتزاع مكان مىكنید. این مسئله مربوط به مكان است.
و اما مسئلۀ مربوط به زمان هم قضیه همینطور است و از همین حساب است. از تحقق آن شىء و دوام آن شىء [زمان انتزاع میشود.] بالأخره امرى كه داراى ماده و صورت است و در خارج تحقق پیدا مىكند، تحقق آن، دوامى دارد، دوام این شىء دیگر یك امر انتزاعى نیست كه شما بخواهید انتزاع كنید، بلكه دوام عبارت است از وجود مجدد بر وجود اُولىٰ، دوباره وجود مجدد بر وجود اُولىٰ. این عبارت از دوام است. و یك بحث خیلى دقیقى كه در اینجا مىآید و یک نظریهاى بالاتر از نظریۀ حركت جوهرى كه در اینجا مطرح مىشود، در همین قضیه پیش مىآید كه حالا در بحث حركت جوهرى خدمتتان عرض میکنم. این بحث دوام مستمر بر شىء را، شما اسمش را زمان مىگذارید. یعنى منبابمثال الآن كه این كتاب از كارخانه بیرون افتاد، یا این لیوان از كارخانه بیرون افتاد، آیا این الآن وجودى دارد یا ندارد؟ این وجود را كه ما داریم مشاهده مىكنیم. این الآن بعد از بیرون آمدن از این دستگاه آیا معدوم شد یا باز هست؟ مىبینیم هست. به بیرون از كارخانه مىرویم و برمىگردیم مىبینیم باز این لیوان سر جایش هست، باز دو ساعت دیگر بیرون مىرویم ـ حالا ما اسمش را ساعت نمىگذاریم ـ مدتی بیرون مىرویم و برمىگردیم مىبینیم این لیوان سر جایش هست، وقتى كه این را دیدیم، از ارتباط بین لحظهاى كه این را مىبینیم و لحظهاى که این را مشاهده كردیم انتزاع زمان مىكنیم، مىبینیم بر آن زمان گذشته است؛ اما نهاینكه زمان یك امر خارجى است.

