جلسه ۱۶۲
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۶۲
8و هذا أولىٰ ممّا تَجشَّمُه صاحبُ حواشي التجريد في فكِّ هذه العُقدةِ أنّ تلك اللزوماتِ موجودةٌ في نفسِ الأمر بوجودِ ما يُنتزَعُ هي منه و ليست موجودةً بصوَرٍ متغايرةٍ و الوجودُ الذي هو مقتضى صدقِ الموجبةِ أعمٌّ مِن الثاني.
«[این سزاوارتر است از آنچه که صاحب حواشی کتاب تجرید در باز کردن این گره خود را به زحمت انداخته و گفته:] این لزوماتى كه در ذهن هست و هر لزومى مترتب به لزوم دیگرى است، اینها در نفس الامر به یك وجودى كه از او انتزاع مىشوند به آنها برمىگردد. خود این لزومات به صور متغایره و وجودات متكثره موجود نیست. آن وجودى كه شما گفتید كه هر قضیۀ موجبهاى ایجاب مىكند كه وجودش موضوع باشد، آن اعم از دوم است.»
اعم از آن است که یا اینكه وجود موضوعش در خارج بهصورت متكثر باشد، یا اینكه وجود موضوعش در خارج بهصورت تكثر نباشد و بهصورت واحد باشد، یك وجود باشد. یك زید باشد و ما هزارتا قضیه از آن انتزاع مىكنیم. با انتزاع هزارتا قضیه، هزارتا زید كه درست نمىشود، این زید همان است، اگر زید را بكشید و در ترازو بگذارید مىشود 70 كیلو، اگر شما از این زید، هزار قضیه انتزاع كنید زید كه آب نمىرود که مثلاً 64 كیلو بشود یا 170 كیلو به آن اضافه بشود.
ولى در قضایا و در مسائل خیلى عجیب است شما قبل از اینكه به ریاست برسید [با بعد از آن فرق میکنید! یک روز به دیدن شخصی رفتم، من آمدم و کنار او نشستم و با او حرف زدم، اما] وقتی که او رفت و پشت میز ریاستش نشست دیدم وقتى نشست و با من حرف زد، حرف زدنش تغییر كرد! اصلاً خواهى نخواهى اینطور است، بخواهد یا نخواهد اینطور است که آن دم و دستگاه و ریاست و مدیر كلى و این حرفها [تأثیر میگذارد.] ما كه تا دو دقیقه پیش با هم مثل آدم داشتیم حرف مىزدیم، چطور شد یكدفعه قضیه تغییر کرد؟! آنجاها مسئله اینطور است. فقط على علیهالسلام بود كه در مصدر قضا نشستن او با در خیابان راه رفتن او فرقى نمىكرد. فقط یكى بود و او هم رفت!

