جلسه ۱۶۴
3اشکال اول مرحوم آخوند به محقق دوانی
مرحوم آخوند اشكالى كه بر ایشان وارد مىكند این است: اینکه شما یك حكمى را بر یك موضوعى مىبرید درحالىكه آن موضوع وجود خارجى ندارد به این اشكال وارد است، بهلحاظ اینكه اگر یك موضوع قبل از تقسیم، دو حكم مختلف بهخود بگیرد، باید این دو حكم، یا بهلحاظ ما یَئول باشد یعنى بهلحاظ عول به آن تقسیمى كه بهواسطۀ تقبّلِ صورت مادى، آن تقسیم پیدا مىشود؛ حالا یا آن تقسیم بهواسطۀ انفكاك اجزاء است مثل اینكه شما یك حدید را به دو قسم خارجی تقسیم كنید که یك قسمش بارد و یك قسمش حار بشود، خب دراینصورت مىتوانید بگویید: هذا الحدید به اعتبار این طرف حارٌ، و هذا الحدید به اعتبار آن طرف باردٌ است، در اینجا به جهت انفكاك است؛ یا بهواسطۀ اعراض قارهاى مانند برودت و کیف و امثالذلك است که اگرچه این تقسیم موجب انفكاك خارجىِ ماده و جسم نیست، بلكه انفكاك عنوانى بهخود میگیرد و عنوانش تغییر پیدا مىكند، دراینصورت نیز مىتوانید دو حكم مختلف را بر یك موضوع بهلحاظ اختلاف عنوان بار كنید، باز در این مسئله اشكالى نیست.
اشكال در اینجا است كه شما حكم را روى یك شىء بهلحاظ واحد ببرید درحالىكه این الان از نقطه نظر وجود خارجی و فعلیّت خارجى، دو فعلیت متفاوت دارد، و این خلاف است. الان در اینجا که حدید به حار متصف است، مادۀ حدید من حیث أنه مادةٌ و مستعدةٌ لقبول الصورة، این كه متصف به برودت و حرارت نمىشود، حدیدى متصف به برودت و حرارت مىشود كه فعلیت خارجى پیدا كرده است. یعنى مادهاى متصف به حرارت یا متصف به برودت مىشود كه صورت حدیدیت پیدا كرده باشد و وقتى صورت حدیدیت پیدا كند، فرض هم این است که حدید دو قسم است، پس چطور شما روى مادۀ این حدید، یعنى روى این هیولا، روى این مادۀ حدید كه مادهاى است كه قابلیت دارد صورت حدیدیت بهخود بگیرد یا صورت حدیدیت بهخود نگیرد، قابلیت دارد بهصورت دیگرى هم دربیاید، روى این ماده كه فقط جنبۀ استعداد است و فعلیت او منوط به تفكیك است، حالا یا تفكیك اجزائى یا تفكیك عنوانى و وصفى، [میتوانید وصف بیاورید؟!] دیگر دراینصورت شما روى آن ماده نمىتوانید وصفى بیاورید. مادۀ حدید متصف به حرارت نیست مگر وقتى كه حدید شود، و وقتى كه حدید شد این تكهاش با آن تكه فرق مىكند، دیگر روى همهاش نمىتوانید بگویید: حارٌ. اگر مىگویید: «الحدید حارٌ»، منظورتان باید این قسمت باشد پس قسمت دیگر جزو این وصف نمىآید، اگر مىگویید: «الحدید باردٌ» باید منظورتان آن قسمت از حدید باشد، این قسمت دیگر نمىآید. اگر مىگویید: مادۀ حدید حارٌ، همانطور كه مرحوم دوانى فرمودهاند، آن ماده، وجود خارجى ندارد، آن ماده در ضمن جزء وجود پیدا مىكند؛ یعنى آن ماده بعد از قبول صورت خارجیه جنبۀ فعلیت پیدا مىكند و قبل از آن جنبۀ فعلیت ندارد.

