جلسه ۱۶۴
6[ثمّ إنّ فی كلامِه بعضًا مِن مواضعِ الأنظارِ:
أما أولاً فلأنّ أبعاضَ المتصلِ الواحدِ قبلَ أن یقَعَ فیه كثرةٌ و اثنَینیّةٌ بنحوٍ مِن أنحاءِ القسمةِ الخارجیةِ و لو بحسبِ اختلافِ عرضینِ قارینِ لا یمكِنُ الحكمُ الإیجابی علیهما بشیءٍ حُكمًا صادقًا بحسبِ الخارجِ فإذا حدَثَتِ الاثنَینیّةُ الخارجیةُ صارَ كلُّ واحدٍ منهما ممّا له وجودٌ فی الخارجِ و قبلَ القسمةِ لیس شیءٌ منهما موجودًا أصلاً إنّما الموجودُ هو المادةُ القابلةُ لهما بعدَ وجودِهما المستعدةُ لهما قبلَ حدوثِهما ثمّ الوجودُ علىٰ رأیِه أمرٌ عقلیٌ انتزاعیٌ نسبیٌ لا تحصُلُ له إلاّ بما یُنتزَعُ منه فیكونُ واحدًا بوحدةِ ما یُنتزَعُ منه كثیرًا بكثرتِه فكیفَ یكونُ الأشیاءُ المتعددةُ مِن حیثُ تعدّدِها موجودةً بوجودٍ واحدٍ.1
«سپس اینکه در سخن محقق دوانی برخی از مواضع نظر هست:
نخست آنکه بخشهای یک متصل پیش از آنکه در آنها به نوعی از انواع بخش خارجی کثرت و دوگانگی پیدا شود، اگرچه بهحسب اختلاف دو عرَض قارّین باشد، هیچ حکم ایجابی، یعنی حکم درست و صادق بهحسب خارج بر آن دو امکانپذیر نیست. و چون دوگانگی پدید آمد، هر یک از آن دو، موجودی میگردند که در خارج دارای وجودند، درحالیکه پیش از بخش و قسمت پیدا کردن هیچ یک از آن دو مطلقاً موجودی نبودند، فقط موجود همان مادۀ قابل آن دو بود که پس از وجود آن دو و پیش از حدوث و پدید آمدنشان استعداد (قبول) آن دو را داشت. سپس گوییم: وجود بنا بر نظر او امری عقلی انتزاعی نسبی است که جز به آنچه از آن انتزاع میگردد تحصّلی نمیباشد. پس به وحدت آنچه از او انتزاع میگردد واحد است، و به کثرت آن کثیر دراینصورت چگونه اشیاء و موجودات متعدد از حیث تعدادشان موجود به یک وجودند؟!»]
اللهمَ صلّ علی محمد و آل محمد
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 147.

