اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶۵

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۵

2
  • به‌عبارت‌دیگر بنا بر آنچه مرحوم محقّق نائینى در قضایاى خارجیه مى‌فرمودند، كه ما آن را به قضایاى جزئیه برگرداندیم، و قضایاى خارجیه را ایشان با قضایاى طبیعیه یكى كرده بودند ... ، [پس ظرف تحقق آن قضایا] خارج است نه ظرف تحقق‌ ذهن.

  • آن‌وقت در قضیۀ ممكنه‌، مرحوم محقق دوانى مى‌فرماید كه چون جهت در قضیۀ ممكنه امكان است بنابراین وجود خارجى ضرورت ندارد؛ نه براى موضوع ضرورت دارد و نه براى ارتباط بین محمول و موضوع. یعنی نه براى خود موضوع درصورتى‌كه قضیۀ ما كان تامه باشد مثل «زیدٌ موجودٌ بالإمكان» و نه براى آن ارتباط بین محمول و موضوع، یعنى [برای] حمل محمول بر موضوع، دالّ بر وجود موضوع خارجى است، در‌صورتى‌كه قضیۀ ما قضیۀ كان ناقصه باشد. در هر دوى اینها چون بالاخره جهت قضیه امكان است، این امكان اقتضای عدم ضرورت وجود موضوع خارجى را مى‌كند. بلكه لو فرض اینكه این موضوع در خارج بود، این وجودش در خارج به‌نحو امكان است، اگر زیدى در خارج بود كتابت براى او به نحو امكان است؛ اما این دلیل نیست بر اینكه حالا زید هم در خارج وجود داشته باشد یا زید در خارج باشد و كتابت براى او ضرورت داشته باشد، هر دوى اینها به‌واسطۀ جهت در قضیه منتفى مى‌شود.

  • اشكال دوم مرحوم آخوند به محقق دوانی

  • مرحوم آخوند به ایشان اشكال مى‌كنند و مى‌فرمایند: اینكه شما مى‌فرمایید که كیفیت و خصوصیات احكام، وجود را تعیین مى‌كند، مطلب، مطلب صحیحى است الاّ اینكه آنچه شما الآن دارید در اینجا متفرع بر آن مى‌كنید، این تفرع شما و تطبیق شما محل اشكال است! یعنى مطلب، مطلب درستى است، ما در قضایاى ذهنیه احتیاج به وجود موضوع ذهنى و تعقلى داریم؛ من‌باب‌مثال احكامى كه بر طبایع و بر معقولات ثانوی مثل نوع و جنس و فصل و... مترتب مى‌كنیم، جنس كه در خارج نیست، فصل كه در خارج نیست، اینها همه در ذهن‌اند، آنچه در خارج هست زید است، فصیلتش كه در خارج نیست، آن احكامى كه مترتب بر این فصل است، ظرف وجود آن احكام هم ذهن است، نه‌اینکه ظرف وجودش خارج است، این مطلب درست است؛ یا اینكه من باب‌مثال احكامى كه شما براى یك امر عدمى حمل مى‌كنید دال بر این نیست كه وجودش، وجود خارجى است بلكه وجود او وجود ذهنى است، یا من‌باب‌مثال لوازم یك ماهیت را كه بر یک موضوع حمل مى‌كنید لازمه‌اش این نیست كه وجودش وجود خارجى باشد بلكه صرف تعقل آن ماهیت اقتضا مى‌كند که شما محمول را بر آن موضوع حمل كنید، مثل «الأربعة زوجٌ» یا «المثلثُ له زاویا ثلاث» سواءٌ اینكه این مثلث در خارج باشد یا در خارج نباشد، بر نفس این صورت تعقلى این احكام هم بار مى‌شود.