جلسه ۱۶۶
توضیحات:
فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها
جلسه ۱۶۶
5خروج امکان از ابهام، بهواسطۀ تأمّل و تعمّل عقل
حالا برای این لفظ عین، یك معناى مبهمى كه خارج از این سهتا نیست قرار مىگیرد، یعنی خود نفس مفهومی که مفهومِ این لفظ بهتنهایى است، مىتوانم بگویم که در اینجا شما بهواسطۀ این لفظ «شین، یاء، راء»ی كه الآن شنیدید، بهواسطۀ همین تصور لفظى از این كلمه، كارى كه شما در اینجا مىكنید براى شما مانع اغیار مىشود و جامع افراد مىشود بهنحو ابهام، اما آن امر مبهم آیا میعان دارد؟! میعان ندارد، بهخاطر اینكه حیوان مفترس كه میعان ندارد، آن شیرى كه در ظرفشویى هست كه میعان ندارد. در جسمیت كه همۀ اجناس شریك هستند. نمىشود فقط بهعنوان جسمیت باشد، چون اگر آن معنای مبهم بهعنوان جسمیت باشد، این جسمیت شامل غیر از اینها هم خواهد شد، پس آنها هم باید داخل در این مفهوم بشوند، كه نمىشوند! این مبهم چیست كه مانع براى اغیار است؟ جسمیت نمىتواند باشد، میعان نمىتواند باشد، چون حیوان مفترس و شیر لوله میعان ندارند، سفیدى نمىتواند باشد، چون حیوان مفترس [ممکن است سفید نباشد].
تلمیذ: چرا امر واحد باشد؟! چرا بهدنبال این بگردیم كه مصداقش چیست؟! چرا امر واحد باشد؟! ما مىتوانیم بگوییم كه این اصلاً معنی نیست كه بگوییم: معناى مبهم، بلكه تردد ذهن است نسبت به معانى مختلف.
استاد: اسم آن تردد را ما مبهم مىگذاریم. اینكه شما بین این معانى مختلف متردد هستید، چرا بین بقیه نیستید؟ ما هم همین را مىگوییم. چرا این ذهن شما مثلاً به كمد و به قاب عكس نرفته و فقط در این سهتا گردش مىكند؟!
تلمیذ: بهخاطر آن تعینى كه این لفظ به این سهتا وضع شده است.
استاد: خب وضع بشود، شما وقتى که لفظ شیر را مىشنوید، ذهن شما چه مىكند؟ یعنى اولین مسئلهاى كه در ذهن شما آمده چیست كه بهدنبال آن بین این سهتا مىگردید؟
تلمیذ: مثل كشكول مىماند، چندتا چیز متباین باهم گذاشتهاند.

