اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۶

توضیحات:

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

جلسه ۱۶۶

7
  • تأمّل مى‌كند یعنى زود قضاوت نمى‌كند. بعضى‌ها هستند كه آدم وقتى دارد حرف مى‌زند و مبتدا را گفته و خبر را نگفته، او دارد جواب آدم را مى‌دهد! مى‌گوییم: بگذار من خبرم را بگویم بعد جواب بده! من پیش یك كسى رفته بودم و داشتم یك چیزى مى‌گفتم كه فلان كس این حرف را زده است. هنوز حرفم تمام نشده بود گفت: دیدى گفتم این فلان شده است! گفتم: من هنوز جمله‌ام تمام نشده! وقتى که جمله‌ام تمام شد سرش را پایین انداخت و گفت: عجب! گفتم: آدم باید صبر كند و ببیند متكلم وقتى حرفش تمام شد آن‌وقت بگوید: منظور متكلم چه بوده! حالا اینكه شما تأمل مى‌كنید، این تأمل شما براى این است كه اولاً شما نمى‌خواهید زود قضاوت كنید، چون كسى كه زود قضاوت مى‌كند قدرى در مسائلش اشكال دارد، دوم اینكه مى‌خواهید ببینید كه عواقبى هم بر آن مترتب مى‌شود یا نه، سوم اینكه نمى‌خواهید پیش متكلم، متكلم شما را یك فرد غیرعادى تلقى بكند و مصالح مختلفۀ دیگر.

  • دوم اینكه تعمّل مى‌كنید، این تعمل شما و اینكه عقل شما دارد عملیات انجام مى‌دهد و كار مى‌كند، این به‌معناى این است كه دارد این معانى را به‌نحو مبهم در ذهن شما قرار مى‌دهد، به‌نحوى كه اگر از شما سؤال كنند منظور متكلم چیست؟ مى‌گویید: «أحد هذه المعانى الثلاثه»، این «أحد» در اینجا یك معنایى است كه این معنی بین حیوان مفترس و بین حنفیه و بین حلیب هست، بین این سه‌تا درحال گردش است، مدام مى‌رود و مدام مى‌آید، تا اینكه شما یك قرینۀ معینه بیاورید بگویید: مثلاً منظورم شیر به‌عنوان حلیب است. این قرینۀ معینه مى‌آید و آن ابهام را خارج مى‌كند.

  • حالا در مورد امكان هم مسئله همین‌طور است، امكان یك ماهیتى نیست كه جامع باشد بین ضرورت و بین امتناع، یا بین ضرورت و بین امكان خاص، یا بین امتناع و بین امكان خاص. اگر به قضیۀ ثبوتیه بخورد جامع بین ضرورت و بین امكان خاص می‌شود. اگر بگوید: «زیدٌ لیس بقائمٍ بالإمكان»، این در اینجا جامع بین امتناع و امكان خاص مى‌شود؛ چون در قضیۀ سلب گفتیم که سلب ضرورت از جانب مخالف مى‌كند كه عدم عدم امتناع است، یعنى به ثبوت قیام برمی‌گردد، از ثبوت قیام، ضرورت را برمى‌دارد كه آن در اینجا منافاتى با امتناع ندارد. آن‌وقت روى‌این‌حساب در اینجا این امكان خاص مى‌شود. ما در خارج، آنچه داریم و آنچه در خارج و نفس الامر هست، یا ضرورت است یا امكان خاص تساوى الطرفین است یا امتناع است. اینكه یك چیز دیگر در خارج داشته باشیم كه جامع بین ضرورت و بین امكان باشد در خارج نداریم. این عقل مى‌آید و این معنی را روشن مى‌كند.

/