اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

جلسه ۱۶۶

0
اسفار
اسفار

فصل(6) في استيناف القول في الجهات و دفع شكوك قيلت في لزومها

جلسه ۱۶۶

1
  • درس یکصد و شصت و ششم

  • بررسی جواب مرحوم آخوند و محقق دوانی بر اشکال تسلسل (5)

  • معانی امکان (1)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • اشكال چهارم مرحوم آخوند بر محقق دوانى‌

  • و أما رابعًا فلأنّ عدمَ اقتضاءِ الممكنةِ وجودَ الموضوعِ بالفعل‌ لیس معناه‌ أنّه یُمكِنُ لنا أن نَحكُمَ علىٰ زیدٍ بأنّه كاتبٌ بالإمكانِ مِن غیرِ أن یكونَ موجودًا فی الأعیانِ كیف و الكتابةُ بالإمكانِ حالٌ خارجیٌ لزیدٍ و الحالُ الخارجیُ لشی‌ءٍ لا ینفَكُّ عن وجودِه الخارجیِ بل معناه أنّ القضیةَ الممكنةَ مِن جهةِ إمكانِ الاتصافِ بالمحمولِ لا یَستدعی وجودَ الموضوعِ أی كیفیةَ الرابطةِ إذا كانت إمكانًا فالقضیةُ مِن حیثُ كونِ جهةِ الرابطةِ فیها إمكانًا لا تَستدعی الوجودَ للموضوعِ بخلافِ الضرورةِ و الدوامِ و غیرِهما و هذا لا یَستلزِمُ عدمَ اقتضائِها له مِن حیثیةٍ أخرى كما باعتبارِ أصلِ الحكمِ الخارجیِ مع قطعِ النظرِ عن جهاتِه و عدمُ اقتضاءِ بعضِ الجهاتِ لوجودِ الموضوعِ لا یستلزِمُ عدمَ اقتضاءِ نفسِ الحكمِ له و الكلامُ فی نفسِ الأحكامِ لا فی جهاتِها علىٰ أنّ الجهةَ فیما نحن فیه هی الضرورةُ.1

  • [«و اما اشکال چهارم آنکه عدم اقتضای قضیۀ ممکنه برای وجود موضوع بالفعل، معنایش این نیست که ما را این امکان نیست که بر زید حکم کنیم که او نویسنده است به امکان، بدون آنکه در اعیان موجود باشد. زیرا نویسندگی به امکان، برای زید حال خارجی است، و حال خارجی برای چیزی جدای از وجود خارجیِ او نمی‌باشد. بلکه معنایش این است که قضیۀ ممکنه از جهت امکان اتصاف به محمول، درخواست وجود موضوع را ندارد. یعنی چگونگیِ رابطه را اگر امکان باشد پس قضیه از حیث بودن جهت رابطه در آن، امکان است که درخواست وجود موضوع را ندارد؛ برعکس ضرورت و دوام و غیر این دو. و این مستلزم عدم اقتضای آن (قضیه) مر آن (وجود) را برای آن (موضوع) از حیثیت دیگری نمی‌باشد. همچنان که به اعتبار اصل حکم خارجی، با قطع نظر از جهات آن نمی‌باشد. و عدم اقتضای بعضی از جهات برای وجود موضوع، مستلزم عدم اقتضای نفس حکم برای آن نمی باشد. و سخن در نفس احکام است نه در جهات آن. با اینکه جهت در آنچه ما در آن سخن می‌رانیم همان ضرورت است.»]

    1. الحكمة المتعالیة، ج ‌1، ص 149.