اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان اخص و تساوی طرفین در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت امکان با ضرورت ذاتی و وصفی

0
اسفار
اسفار

امکان اخص و معنای تساوی طرفین محور اصلی این جلسه از مباحث فلسفی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان ابتدا تفاوت امکان اخص با امکان عام و امکان خاص را توضیح می‌دهد و بیان می‌کند که در امکان اخص، محمول نه ضرورت ذاتی دارد، نه ضرورت وصفی و نه ضرورت وقتی. سپس با مثال‌هایی مانند کتابت برای انسان، خسوف و حرکت انگشتان هنگام نوشتن، نسبت میان امکان، ضرورت و شرط محمول را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه برخی اوصاف در شرایط خاص به قضیه ضروریه تبدیل می‌شوند. در ادامه، پاسخ مرحوم آخوند ملاصدرا به اشکالِ بازگشت امکان اخص به ضرورت مطرح می‌شود و تفاوت جهت قضیه با علل خارجی توضیح داده می‌شود. بخش پایانی جلسه نیز به روش حکیمانه مرحوم علامه طباطبایی در سخن گفتن، احتیاط در اظهار نظر، و ضرورت تکیه بر یقین و مبانی برهانی در مسائل فکری و اعتقادی اختصاص دارد.

امکان اخص و تساوی طرفین در فلسفه اسلامی

2
  • شما باز در امكان اخص، از این نقطه نظر، استواء الطرفّین به هیچ وجه و علی أیّ حالٍ ندارید. شما هر وصفى را بخواهید درنظر بگیرید، بالاخره این وصف با توجه به علت خودش ضرورى خواهد بود. استواء الطرفین در اینجا معنی ندارد، مگر اینكه خود موضوع را من حیث هى هى درنظر بگیرید. بنابراین دیگر با امكان خاص فرقى نمى‌كند. چون در امكان خاص، ذات موضوع را بدون توجه به عللش درنظر مى‌گرفتیم، آن‌وقت درواقع یك وصف را بر او حمل مى‌كردیم، این امكان می‌شد امكان خاص. در امكان اخص، شما یك وصفى را مى‌آورید كه اصلاً نمی‌شود برای موضوع در هیچ حالی ضرورت داشته باشد. اما ما در اینجا برای شما ضرورت درست كردیم. چطور درست کردیم؟ مثلاً الان زیدی که دارد می‌نویسد، وصفى را آوردیم كه این وصف، نه از لوازم ذات موضوع است و نه این وصف براى او در حالى ضرورت دارد و نه این وصف برای او در یک وقتى ضرورت دارد؛ هیچ ضرورت ندارد!

  • من‌باب‌مثال اگر شما گفتید: «الأرضُ منخسفٌ بالقمر بالإمكان»، لعل اینکه شخصی به شما اشکال کند بگوید: این انخسافى كه براى شمس آوردید و گفتید: «الشّمسُ منخسفٌ بالأرض بالإمكان»، شمس به‌واسطۀ ارض منحسف است. اینکه شما در اینجا بالإمكان آوردید، در بعضى از أحیان، این مسئله ضرورى است. اگر زمین بیاید و بین شمس و قمر فاصله بشود، القمر منخسفٌ، دراین‌صورت دیگر در آنجا خسوف بالإمكان نیست بلكه آنجا خسوف بالضرورة است. بنابراین این انخساف از اوصافى است كه در ظرف خارج بالضّرورة واقع مى‌شوند نه بالإمكان. الاّ اینکه قبل از اینكه زمین بین شمس و قمر فاصله شود ما به خسوف نگاه كنیم، مى‌بینیم بدون توجّه به علل، خسوف براى قمر ممكن است، یعنی ممکن است خسوف برای او پیدا شود. اینكه خسوف براى او پیدا بشود معنایش این است كه اگر علت داشته باشد، خسوف براى او بالضرورة می‌شود و اگر علت نداشته باشد، خسوف براى او بالامتناع می‌شود. پس در اینجا این امكان، امكان خاص است.