اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان استقبالی و نسبت آن با ضرورت وجود و عدم

بررسی اشکال صدرالمتألهین به امکان استقبالی

0
اسفار
اسفار

امکان استقبالی محور اصلی این جلسه از درس‌های فلسفی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. در این بحث، معنای چهارم امکان توضیح داده می‌شود؛ امکانی که ناظر به تحقق یا عدم تحقق یک وصف در آینده است. استاد ابتدا دیدگاه منطقیین را دربارهٔ امکان استقبالی شرح می‌دهد و توضیح می‌دهد که چرا برخی، تحقق فعلیِ موضوع یا محمول را با امکان آینده ناسازگار دانسته‌اند. سپس اشکال صدرالمتألهین بر این دیدگاه بررسی می‌شود؛ اشکالی که بر اساس ضرورت وجود و عدم در سلسلهٔ علل شکل می‌گیرد. در ادامه، تفاوت میان ظرف اتصاف و زمان فعلیِ حکم تبیین می‌شود و با مثال‌هایی مانند بلوغ، کتابت و اوصاف زائل‌شدنی، حدود امکان استقبالی روشن می‌گردد. بخش پایانی جلسه نیز به رابطهٔ امکان، علیت، علم الهی و تفاوت علم یقینی با علوم ظنی انسان می‌پردازد و نشان می‌دهد که چگونه احاطهٔ به اسباب، موجب قطع و یقین می‌شود.

امکان استقبالی و نسبت آن با ضرورت وجود و عدم

5
  • حالا اینجا مى‌خواهیم مطلب را یك پله بالاتر بگذاریم، مى‌گوییم: اگر مسئله، صرف ظرف اتصاف این موضوع به محمول در آینده است، و ترقّب و انتظار تحقق موضوع براى موضوع است، خب با فعلیت محمول براى موضوع در ماضى و در حال چه منافاتى دارد؟! چه اشکالی دارد؟! بله، اگر این بحث را مطرح مى‌كردید در اوصافى كه با تحقق دفعة‌ٌمای آنها ـ یعنى با صرف الوجود ـ دیگر ترقب ازبین می‌رفت. دیگر ترقّب معنی ندارد، مثل اینكه بلوغ را براى بچۀ 12 ساله ترقّب داشته باشیم و انتظار بكشیم، وقتى که بالغ شود، شده است دیگر، ترقّب معنی ندارد!

  • تلمیذ: اگر 15 سال قبل بوده، بیست سال دیگر بالغ می‌شود.

  • استاد: نه، بلوغ یعنى رسیدن به این مرحله، وقتى كه رسید دیگر رسید، استمرارش منظور نیست. فرض کنید آیا شما مى‌توانید بگویید: زیدى كه الآن بالغ است، بیست سال دیگر ممكن است بالغ باشد؟!

  • تلمیذ: بله، به‌لحاظ اینکه توجه به بلوغ فعلی نداریم.

  • استاد: مسئلۀ بلوغ اصلاً اقتضاى این را نمى‌كند. مسئلۀ بلوغ یعنى وصول، تمام شد! استمرار دیگر معنی ندارد! آیا به شما الآن مى‌گویند: بالغ؟! بالغ هستید دیگر. بله، مکلف می‌گویند. هر وقتى که رسید دیگر رسیده، ترقبش ازبین مى‌رود. بله، مكلف استمرار دارد. آیا الآن شما مكلف هستید یا نه؟ بله، شما ملكف‌اید، اما اگر به من بگویند: بالغ، به چه اعتبار مى‌گویند؟ آیا به‌معناى اینكه الآن من به 15 سالگی رسیده‌ام؟! به زمان گذشتۀ من مى‌گویند؛ یعنى زمان گذشته، این حال براى من آمده و من متصف به این وصف شدم و بعد دیگر تمام شد. الآن كه به من مى‌گویند: بالغ، به لحاظ ما سبق است، والاّ الآن دیگر بلوغ معنی ندارد. مگر اینكه ما بلوغ را به‌معناى تكلیف بگیریم و چون تكلیف مستمر است این بلوغ هم مستمر است؛ ولى این‌طور نیست تكلیف از لوازم بلوغ است. حالا بلوغ را نمى‌گویم، من‌باب‌مثال زید، انتظار 20 سالگى او را داریم بالامكان. زید ممكن است 20 ساله بشود بالامكان. حالا اگر زید آمد و بالامکان 20 ساله شد، تمام شد دیگر! حالا آیا با اینكه 20 ساله شده شما مى‌توانید بگویید: باز زید ممكن است كه ده سال دیگر 20 ساله شود بالامكان؟! دیگر معنى ندارد، 20 ساله شد!