اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان استعدادی؛ آمادگی ماده برای پذیرش صورت و کمال

بررسی حقیقت امکان استعدادی، تشکیکی بودن آن و توسعه مفهوم استعداد به مجردات

0
اسفار
اسفار

استعدادی به معنای آمادگی و تهیؤ ماده برای پذیرش صورت‌ها و اعراض جدید است؛ امری که برخلاف معانی پیشین امکان، صرفاً یک مفهوم انتزاعی ذهنی نیست بلکه دارای تحقق خارجی است. استاد با مثال‌هایی همچون نطفه، تخم‌مرغ و مواد طبیعی، نشان می‌دهد که استعداد اشیا برای وصول به فعلیت دارای مراتب شدت و ضعف بوده و ازاین‌رو امکان استعدادی حقیقتی تشکیکی است. همچنین توضیح داده می‌شود که هرچه ماده به حصول صورت نزدیک‌تر باشد، اطلاق امکان استعدادی بر آن روشن‌تر خواهد بود و با افزایش فاصله و وسائط، این اطلاق ضعیف‌تر می‌شود. در بخش دیگری از درس، دیدگاه رایج فلاسفه درباره اختصاص امکان استعدادی به ماده مورد نقد قرار می‌گیرد و استاد با توسعه این مفهوم، امکان استعدادی را در مراتب تجرد، نفس ناطقه و حرکت تکاملی موجودات نیز جاری می‌داند. سپس تفاوت امکان استعدادی با سایر معانی امکان بررسی شده و تبیین می‌شود که این نوع امکان از سنخ جهات منطقی نیست، بلکه وصفی واقعی و خارجی است که می‌تواند به‌عنوان محمول یا جزئی از محمول در قضایا مورد استفاده قرار گیرد. در پایان نیز نسبت میان استعداد، فعلیت، نقص و کمال در چارچوب حکمت متعالیه مورد تحلیل قرار می‌گیرد.

امکان استعدادی؛ آمادگی ماده برای پذیرش صورت و کمال

4
  • ثمّ قد یُطلَقُ الإمكانُ و یُرادُ به الإمكانُ الاستعدادیُ الذی هو تهیُّؤُ المادةِ و استعدادُها لما یَحصُلُ لها مِن الصوَرِ و الأعراضِ و هو كیفیةٌ استعدادیةٌ مِن عوارضِ المادةِ تقبَلُ التفاوتَ شدةً و ضعفًا بحسبِ القربِ مِن الحصولِ و البُعدِ عنه لأجلِ تحقُّقِ الأكثرِ و الأقلِ ممّا لا بدّ منه‌ و هو لیس مِن المعانی العقلیةِ الانتزاعیةِ التی لا حصولَ لها خارجَ العقلِ كالسوابقِ مِن معانی الإمكانِ بل إنّه ممّا یحدُثُ بحدوثِ بعضِ الأسبابِ و الشرائطِ و ینقَطِعُ استمرارُه بحدوثِ الشی‌ءِ كزوالِ النقصِ بعدَ حصولِ التامِ و رفعِ الإبهامِ عندَ تعیّنِ الأمرِ علىٰ ما فی فلسفتِنا مِن أنّ نسبةَ المادةِ باستعدادِها إلَى الشی‌ءِ الحادثِ نسبةُ النقصِ إلَى التمامِ كما سیُتَّضَحُ فی موعدِه إن شاء الله تعالى و هذا الإمكانُ لا یُعَدُّ مِن الجهاتِ بل یُجعَلُ محمولاً أو جُزئَه‌.1

  • «[گاهی‌اوقات امکان اطلاق می‌شود و مراد] امكان استعدادى‌ای است كه عبارت است از تهیّؤ و آمادگى ماده، و استعداد ماده براى آن صور و اعراضى كه براى ماده حاصل می‌شود؛ حالا چه صور باشد یا عوارض آن باشد. و این امكان استعدادى عبارت است از یك نوع استعداد خاصى از عوارض ماده كه قبول تفاوت می‌كند به‌حسب شدت و ضعف؛ یعنى مقول به تشكیك است، به‌حسب قرب از حصول و بُعد از حصول، به‌خاطر تحقق بیشتر یا كمتر از آن اسباب و شرایطى كه در حصول شیء باید آن اسباب و شرایط وجود داشته باشد. این امكان از معناى عقلى انتزاعیه‌اى كه تعین خارجى ندارد بلكه صرفاً یك معناى انتزاعى است نیست، مثل سوابق یكى از معناى امكان. بلكه این امكان استعدادى یك امر خارجى است و قابل حس است. اصلاً قابل حس است و انسان این امر خارجى را مشاهده می‌كند. این امكان استعدادى از آن چیزهایى است كه حادث مى‌شود به حدوث بعضى از اسباب و شرایط در ماده و منقطع مى‌شود به حدوث شى‌ء و مانعى و ورود نقصى بر ماده که آن هم ازبین‌ می‌رود. (شما مى‌بینید که یك تخم‌مرغ قابلیت براى جوجه شدن را دارد، به‌خاطر اینكه علل و اسباب و شرایطى این قابلیت را در او به‌وجود آورده، اما همین‌كه این تخم‌مرغ را در آب جوش می‌گذاریم و مى‌پزیم، دیگر این قابلیتش ازبین مى‌رود، دیگر نمى‌توانید بگویید كه الآن این تخم‌مرغ مستعد است و امكان استعدادى براى جوجه شدن را دارد، چون این مسئلۀ غلیان موجب إماتۀ آن حالت استعداد و همان نطفۀ او شده است.) و استمرارش منقطع مى‌شود به حدوث یك شیئی مانند نقصانى كه زوال پیدا كند و به فعلیت برسد بعد از اینكه یك تحصّل تامى پیدا مى‌كند و ابهام آن مرتفع مى‌شود. وقتی كه یك تعینى برای او پیدا مى‌شود، دیگر آن حالت تهیّؤ ازبین می‌رود. (در اینجا ایشان راجع به رسیدن به فعلیت مى‌گویند. من راجع به عروض مانع گفتم. اگر نقص تخم‌مرغ زائل شد و به حصول تام رسید و جوجه شد، دیگر به آن امكان استعدادى نمى‌گویند. این الآن جوجه شده، این زوال نقص در اینجا پیدا كرده و حصول تام كرده و ابهامش برطرف شده است. همین‌طور اگر یك مانعى هم پیدا شود، همان‌طور كه عرض كردم، امكان استعدادى‌ آن هم ازبین می‌رود. پس یا اینكه به فعلیت برسد، دیگر منتظر امر دیگرى نیست، این امكان استعدادى برطرف می‌شود یا اینكه یك مانعى پیدا بشود و آن امكان استعدادى او را إماته كند و ازبین ببرد، آن هم باعث انقطاع آن استمرار می‌شود.)

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 154.