اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تقسیم مواد ثلاث به واجب، ممتنع و ممکن بالقیاس به غیر

نقد امکان بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر

0
اسفار
اسفار

تقسیم مواد ثلاث به واجب، ممتنع و ممکن بالقیاس به غیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تقسیم مشهور ماهیات به واجب بالذات، ممتنع بالذات و ممکن بالذات را مرور می‌کند و سپس همین مفاهیم را در نسبت با غیر و در قیاس با غیر بررسی می‌نماید. در ادامه معنای وجوب بالغیر، امتناع بالغیر، وجوب بالقیاس الی الغیر و امتناع بالقیاس الی الغیر با تکیه بر رابطه علت و معلول و نیز مسئله تضاد و تناقض توضیح داده می‌شود. بخش مهم بحث به امکان بالقیاس الی الغیر اختصاص دارد؛ جایی که دیدگاه رایج فلاسفه مطرح و سپس نقد می‌شود. استاد با تحلیل نسبت ماهیت و وجود و تبیین جایگاه امکان ذاتی، استدلال می‌کند که امکان بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر از تقسیم مواد ثلاث خارج هستند و در نهایت به وجوب یا امتناع بازمی‌گردند.

تقسیم مواد ثلاث به واجب، ممتنع و ممکن بالقیاس به غیر

1
  • درس یکصد و هفتاد و چهارم

  • تقسیمات مواد ثلاث در مقایسه با غیر

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • فصل (8)

  • فیه إرجاعُ الکلامِ إلى أحکامِ هذه المفهوماتِ العقلیةِ الّتی هی موادُّ العقودِ علىٰ أسلوبٍ آخرَ

  • إنّ کلاًّ مِن هذه الطبائعِ العقلیةِ یحتَمِلُ فی بادی الأمرِ أن یکونَ بالذاتِ أو بالغیرِ أو بالقیاسِ إلى الغیرِ ثمّ العقلُ بعدَ التدبّرِ فیها یحکُمُ بأنّ الإمکانَ لا یکونُ بالغیرِ بل بالذاتِ و بالقیاسِ إلَى الغیرِ.1

  • مروری بر تقسیم مواد ثلاث به‌لحاظ ذات خود ماهیت

  • در اینجا مرحوم آخوند تقسیم دیگری را و احکام دیگری را بر مواد ثلاث اجرا کرده‌اند. راجع به مواد ثلاث قبلاً عرض شد که هر ماهیتی به‌لحاظ وجود، یا وجود برای او ضرورت دارد یا وجود برای او امکان بالذات دارد یا اینکه وجود برای او مستحیل است. پس به‌لحاظ وجود و حمل محمولِ وجود برای یک موضوع، حالا یا وجود سازج باشد یا وجود ترکیبی باشد به‌عنوان هلیۀ مرکبه و کان ناقصه، وجود وصفی برای او در اینجا یکی از این سه ماده را و جهت را به‌خود می‌گیرد: یا وجود ضرورت دارد یا عدم ضرورت دارد و یا اینکه تساوی الطرفین است که همان امکان وجود است. از این سه جهت، به وجوب بالذات و امتناع بالذات و امکان بالذات تعبیر آورده می‌شود.

  • مسئله براساس قضیۀ نفی و اثبات است که حصر عقلی را در اینجا افاده می‌کند؛ به این معنی که یا حمل وجود برای یک موضوعی از موضوعات، حمل ذاتی است یا ذاتی نیست. اگر ذاتی باشد واجب بالذات است و اگر نباشد برگشت کلام به این است که یا آن حمل برای آن مستحیل است و یا مستحیل نیست. اگر مستحیل باشد که امتناع بالذات است و اگر نباشد همان امکان ذاتی است که ثابت می‌شود، و مرحوم آخوند در اینجا تعبیر به منفصله آورده است. این حصر می‌شود حصر عقلی. یعنی خود ماهیت من حیث هی به‌لحاظ وجود، یا وجود برای او ذاتی است یا نه. حالا از ناحیۀ غیر و در قیاس به غیر، اینها مسئله‌ای است که امروز راجع به آن صحبت می‌شود. این مطلبی بود که در بحث‌های گذشته مرحوم آخوند به این قضیه اشاره داشته‌اند.

    1. الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 155.