
امکان بالقیاس الی الغیر و نقد فلسفی آن
بررسی نسبت امکان با نظام علیت و معلولیت
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر در تقسیمات مواد ثلاث میپردازند. ابتدا تفاوت میان امکان ذاتی، وجوب و امتناع بالذات با اقسام بالغیر و بالقیاس الی الغیر تبیین میشود و سپس دیدگاه مشهور فلاسفه درباره امکان بالقیاس الی الغیر توضیح داده میشود. محور اصلی بحث این است که اگر همه موجودات در سلسله واحد علیت و معلولیت قرار داشته باشند، آیا میتوان میان دو موجود خارجی رابطهای صرفاً امکانی فرض کرد یا نه. استاد با تحلیل مبانی علیت نشان میدهند که در چنین نگاهی، رابطه میان اشیا در نهایت به وجوب یا امتناع بالقیاس الی الغیر بازمیگردد و امکان بالقیاس الی الغیر جایگاه مستقلی نخواهد داشت. در ادامه نیز تفاوت امکان ذاتی با این اقسام روشن شده و زمینه بحث درباره حمل مواد ثلاث بر ماهیت و مراتب نفسالامر فراهم میشود.
امکان بالقیاس الی الغیر و نقد فلسفی آن
2یا این [تقسیم] است و یا اینکه ما تقسیم دیگری را در ارتباط با شیء دیگر و در مقایسۀ با وجود دیگر این مسئله را مد نظر قرار میدهیم. یعنی بحث علیت یک وجودی برای این یا معلولیت این برای یک وجود دیگر مطرح نیست، فقط بحث یک وجود خارجی است با این وجود و ارتباط بین این دو، مثل اینکه این فرش در قیاس با آن فرش دیگر، این کتاب در قیاس با آن لیوان، زید در قیاس با عمرو، مسئلۀ ارتباط بین دو ضد و مسئلۀ تضاد یا متناقضین و امثالذالک که مسئلۀ علیتی در اینجا مطرح نیست بلکه در اینجا فقط همان ارتباط بین دو شیء مد نظر است. در اینجا باز به سه نحوه میتوان یک ماهیت را در نظر گرفت: یا ماهیت در ارتباط با یک وجود دیگر واجب است، یعنی چون وجود دیگری وجود دارد و چون موجود دیگری هست این هم باید در قیاس با او باشد، مثل اینکه فردا هر دو معلول برای یک علت ثالثه باشند، یا اینکه علت را در نظر میگیریم و از ارتباط این معلول با علت، این وجوب بالقیاس الی الغیر را از این نقطه نظر هم میتوانیم مد نظر قرار بدهیم. یا اینکه این ماهیت ما در ارتباط با وجود دیگر مستحیل است، مثل اینکه میگوییم: اجتماع ضدین در نقطۀ واحد و در زمان واحد نمیشود، یا مثلاً اگر در این مرحله، در این شیء سیاهی حاکم است معنی ندارد که در زمان واحد و در نقطۀ واحد سفیدی باشد. پس سفیدی در ارتباط با سیاهی در جای واحد امتناع بالقیاس الی الغیر پیدا میکند، یا اینکه همانطوری که میفرمایند، مسئله، مسئلۀ امکان بالقیاس الی الغیر است، در امکان بالقیاس الی الغیر این است که یک وجودی در ارتباط با وجود دیگر استواء طرفین دارد، اگر این فرش را در ارتباط با این فرش شما در نظر بگیرید، این فرش باشد یا نباشد ارتباطی با او ندارد، وجود و عدم آن فرش هم ارتباطی با این ندارد، کارخانه است ممکن است دوتا فرش از آن بیرون بیاید و ممکن است یک فرش بیرون بیاید، هیچ تلازمی بین این فرش و فرش دیگر از نقطه نظر وجود و از نقطه نظر عدم معنی ندارد، لذا در ارتباط بین این دو موجود عرض میشود که جهت قضیه همان جهت امکان است. امکان وجود این در قیاس با وجود دیگری و امکان وجود این در قیاس با وجود دیگری، طرفین نسبت به هم امکان دارند، این را امکان بالقیاس الی الغیر میگویند.
