اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

بررسی اشکال امکان در نظام علت و معلول

14٬025
اسفار

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از توضیح تقسیم‌های مختلف امکان، وجوب و امتناع، به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا با پذیرش حاکمیت کامل قانون علیت و معلولیت در عالم، جایی برای امکان بالقیاس الی الغیر باقی می‌ماند یا نه. ایشان ابتدا تفاوت امکان ذاتی، وجوب بالغیر و امتناع بالغیر را توضیح می‌دهد، سپس با تحلیل رابطه موجودات در سلسله علل و معالیل، اشکالات وارد بر امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند. در ادامه نیز بحث مراتب نفس‌الامر، جایگاه ماهیت، وجود ذهنی و وجود خارجی مطرح می‌شود و نسبت جهات ثلاث با هر یک از این مراتب مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت امکان ذاتی با امکان بالقیاس الی الغیر و تبیین دقیق‌تر جایگاه ماهیت و وجود در مباحث فلسفی است.

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

توضیحات:

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از توضیح تقسیم‌های مختلف امکان، وجوب و امتناع، به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا با پذیرش حاکمیت کامل قانون علیت و معلولیت در عالم، جایی برای امکان بالقیاس الی الغیر باقی می‌ماند یا نه. ایشان ابتدا تفاوت امکان ذاتی، وجوب بالغیر و امتناع بالغیر را توضیح می‌دهد، سپس با تحلیل رابطه موجودات در سلسله علل و معالیل، اشکالات وارد بر امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند. در ادامه نیز بحث مراتب نفس‌الامر، جایگاه ماهیت، وجود ذهنی و وجود خارجی مطرح می‌شود و نسبت جهات ثلاث با هر یک از این مراتب مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت امکان ذاتی با امکان بالقیاس الی الغیر و تبیین دقیق‌تر جایگاه ماهیت و وجود در مباحث فلسفی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

7
  • اشکال به مرحوم آخوند و مرحوم سبزواری در طریق سلب امکان از ماهیت

  • اشکالی که در اینجا به نظر می‌رسد این است که همان مطلبی را که در ابتدای بحث عرض کردم در اینجا مورد بحث قرار می‌گیرد و آن این است که در قضایای سلبیه فرق نمی‌کند، تصور در آن قضایای سلبیه منافاتی با تصدیق ندارد بلکه تصدیق در قضایا با تصور در آن قضایا هر دو لازم و ملزوم همدیگر هستند. اگر شما می‌گویید: «زیدٌ قائمٌ» و تصدیق به قیام برای زید می‌کنید، تصور زید و تصور قیام را کرده‌اید، و همین‌طور در این تصدیق شما دو تصدیق دیگر و بلکه سه تصدیق دیگر خوابیده است: اول تصدیق به اینکه مفهوم زید در ذهن شما هست، این یک تصدیق ـ تصدیق‌ها تصدیق‌های بسیار ظریف و مخفی هستند! ـ دوم تصدیق به مفهوم قیام است که شما قیام را در ذهن خودتان تصور کرده‌اید، این هم تصدیق به این قضیه خوابیده، تصدیق سوم حمل قیام بر زید است و تصدیق چهارم که همان تصدیق ساذج و خالص است عبارت است از همان نسبت حکمیه، یعنی حکم به نسبت حکمیه. حالا در اینجا ما می‌خواهیم ببینیم که آیا در قضیۀ:

  • و قَدِّمَن سلباً علَى‌ الحیثیةِ***حتّى یعُمُّ عارضَ المَهیّةِ
  • در اینجا تقدیم و تأخیر حرف سلب، دخالتی دارد یا دخالتی ندارد؟ خب ایشان و به‌تبع ایشان مرحوم حاجی می‌فرمایند: اگر امکان را بخواهید از این ماهیت سلب کنید باید عبارت «الماهیة من حیث هی لیست الا هی» را برگردانید به «لیست الماهیة من حیث هی الا هی». بحث ما در اینجا این است که همین تقدیم سلب و تأخیر سلب در این ماهیت هیچ‌گونه دخالتی در اینجا ندارد؛ چه شما سلب را مقدم کنید یا موضوع را، الماهیة را بر او مقدم بکنید، این در اینجا دخالت ندارد، به‌جهت اینکه موضوع ما در این قضیه، ماهیت کلیه است نه ماهیت به‌لحاظ وجود خارجی. وقتی که می‌گوییم: «الماهیة من حیث هی لیست الا هی»، این قضیۀ ما دلالت نمی‌کند بر وجود ماهیت. در هر قضیه‌ای به تناسب با خود آن قضیه است که موضوع، لباسِ وجود خارجی به خود می‌پوشد یا نمی‌پوشد. وقتی که شما می‌گویید: «زیدٌ لیس بقائمٍ»، در اینجا اثبات وجود خارجی برای زید را کرده‌اید، و وقتی که اثبات وجود خارجی را برای زید می‌کنید، دیگر حالا فرق نمی‌کند که بگویید: «زیدٌ قائمٌ»، صفت قیام را بر زید حمل کنید یا بگویید: «لا قائم»، عدم قیام را حمل کنید، چون به تناسب حکم و موضوع، از وجود خارجی زید دارد بحث می‌شود. قیام و عدم قیام دو وصف خارجی برای زید است، نه وصف برای ماهیت زید. اما در بحث ماهیت که اصلاً وجود خارجی نیست، نفس تقرر ماهیت است که موضوع برای قضیه واقع می‌شود. وقتی که می‌گوییم: «الماهیة من حیث هی لیست الا هی»، خود ماهیت من حیث هی نیست مگر او! ما اصلاً کاری به وجود ماهیت در اینجا نداریم. در اینجا حکم به تقرر ماهیت می‌کنیم، نه حکم به وجود خارجی ماهیت، و بینهما فرقٌ بونٌ بعیدٌ!

/