اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

بررسی اشکال امکان در نظام علت و معلول

14٬025
اسفار

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از توضیح تقسیم‌های مختلف امکان، وجوب و امتناع، به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا با پذیرش حاکمیت کامل قانون علیت و معلولیت در عالم، جایی برای امکان بالقیاس الی الغیر باقی می‌ماند یا نه. ایشان ابتدا تفاوت امکان ذاتی، وجوب بالغیر و امتناع بالغیر را توضیح می‌دهد، سپس با تحلیل رابطه موجودات در سلسله علل و معالیل، اشکالات وارد بر امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند. در ادامه نیز بحث مراتب نفس‌الامر، جایگاه ماهیت، وجود ذهنی و وجود خارجی مطرح می‌شود و نسبت جهات ثلاث با هر یک از این مراتب مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت امکان ذاتی با امکان بالقیاس الی الغیر و تبیین دقیق‌تر جایگاه ماهیت و وجود در مباحث فلسفی است.

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

توضیحات:

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از توضیح تقسیم‌های مختلف امکان، وجوب و امتناع، به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا با پذیرش حاکمیت کامل قانون علیت و معلولیت در عالم، جایی برای امکان بالقیاس الی الغیر باقی می‌ماند یا نه. ایشان ابتدا تفاوت امکان ذاتی، وجوب بالغیر و امتناع بالغیر را توضیح می‌دهد، سپس با تحلیل رابطه موجودات در سلسله علل و معالیل، اشکالات وارد بر امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند. در ادامه نیز بحث مراتب نفس‌الامر، جایگاه ماهیت، وجود ذهنی و وجود خارجی مطرح می‌شود و نسبت جهات ثلاث با هر یک از این مراتب مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت امکان ذاتی با امکان بالقیاس الی الغیر و تبیین دقیق‌تر جایگاه ماهیت و وجود در مباحث فلسفی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

9
  • تلمیذ: خب «لیست الماهیة» هم همین است. وقتی که می‌گوییم: «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» باز هم ما ماهیت را تصور کرده‌ایم. فرقی ندارد بگوییم: «لیست الماهیة» یا بگوییم: «الماهیة من حیث هی لیست الا هی».

  • استاد: خب عرض من هم همین است دیگر، شما مؤید هستید. بنده هم می‌خواهم این را بگویم که شما در باب «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» در آنجا این‌طور نیست که تصدیق به وجود ماهیت شده است ولو ذهنا، تصدیق به وجود شده و اشکال حمل امکان در آنجا پیش می‌آید و برای رفع این اشکال ما مجبوریم بگوییم: «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» تا این تصدیق به وجودِ ماهیت تصدیق به وجود نیاید. در «لیست الماهیة من حیث هی» در آنجا هم همین قدر که شما می‌گویید: «لیست الماهیة»، هم ماهیت را تصور کرده‌اید و هم تصدیق به تصور ماهیت را. تصدیق به وجود ذهنی در ذهن شما هست، هردوی اینها فرقی نمی‌کند. مگر وقتی که منفی را شما تصور بکنید، در ذهن شما منفی وجود ندارد؟! مگر وقتی که شما بگویید: «لیس زیدٌ» زید را تصور نکرده‌اید؟! اگر تصور نکرده‌اید پس چرا «لیس زیدٌ» می‌گویید و «لیس عمروٌ» نمی‌گویید؟! پس اینکه می‌گویید: «لیس زیدٌ»، زید را تصور کرده‌اید، الا اینکه زیدی که حکم نفی به آن کرده‌اید، تصور زید کرده‌اید، «لیس فرش» که نمی‌گویید بلکه می‌گویید: «لیس زید». «لیس زید» با «لیست الماهیة» همه‌اش یکی است. «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» یعنی عدم تصور ماهیت، عدم وجود ماهیت. پس این ماهیت را ما در ذهن آورده‌ایم و بر این ماهیت حکم کرده‌ایم به اینکه ـ البته ماهیت کلی ـ لیست الا هی. هم تصور ماهیت کلی را ما در اینجا کرده‌ایم به‌عنوان موضوع برای قضیه‌مان و هم تصدیق به اینکه این تصور وجود ذهنی دارد. یعنی این را می‌خواهم بگویم که با «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» مرتبۀ سوم از مراتب نفس الامر محقق نشد. خیال نکنید که حالا که بگویید: «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» وجود ذهنی‌اش ازبین رفت؛ نه‌خیر، وجود ذهنی سفت به آن چسبیده است. همین‌که شما یک ماهیتی را در ذهن تصور می‌کنید وجود ذهنی به آن چسبیده، و تصدیق به وجود ذهنی برای شما پیدا شده است. صحبت در این است که خود ذهن در اینجا می‌آید و شروع به فعالیت و تأمل می‌کند، می‌آید و آن وجود ذهنی را از آن ذات ماهیت جدا می‌کند. آن کار ذهن است. اما نه‌اینکه شما با «لیست الماهیة» این را از مرحلۀ وجود ذهنی جدا کرده‌اید و به قسم سوم از مراتب نفس الامر انداخته‌اید و وجود ذهنی دیگر در اینجا ندارد. اصلاً ماهیت بدون وجود ذهنی و وجود خارجی معنی ندارد! الا اینکه ذهن، ولو اینکه وجود ذهنی پیدا کرده، از این وجود صرف نظر می‌کند و اصلاً فرض می‌کند که وجود ذهنی نداشته تا بتواند آزادانه و با دست باز هر بلایی که می‌خواهد بر سر ماهیت بیاورد.

/ 0