اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

بررسی اشکال امکان در نظام علت و معلول

0
اسفار
اسفار

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از توضیح تقسیم‌های مختلف امکان، وجوب و امتناع، به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا با پذیرش حاکمیت کامل قانون علیت و معلولیت در عالم، جایی برای امکان بالقیاس الی الغیر باقی می‌ماند یا نه. ایشان ابتدا تفاوت امکان ذاتی، وجوب بالغیر و امتناع بالغیر را توضیح می‌دهد، سپس با تحلیل رابطه موجودات در سلسله علل و معالیل، اشکالات وارد بر امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند. در ادامه نیز بحث مراتب نفس‌الامر، جایگاه ماهیت، وجود ذهنی و وجود خارجی مطرح می‌شود و نسبت جهات ثلاث با هر یک از این مراتب مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت امکان ذاتی با امکان بالقیاس الی الغیر و تبیین دقیق‌تر جایگاه ماهیت و وجود در مباحث فلسفی است.

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

4
  • استاد: نه، من عرضم این نیست. من عرضم این است که در این امکانی که الآن بحث بر سر این است که آیا امکان، ذاتیِ آن ماهیات هست یا نیست و اینکه مرحوم آخوند در اینجا اثبات عدم ذاتی بودن امکان را برای ماهیت من حیث هی می‌کند، این مطلب صحیح است؛ به‌جهت اینکه ما در ذات حیوان و ناطق، چیز دیگری به نام امکان نداریم، این یک. دوم اینکه ملازم با امکان هم نیستند. یعنی امکان، نه داخل در این است به‌نحوی که این ماهیت از سه جز ترکیب بشود، حیوانٌ ناطقٌ ممکنٌ، نه این‌طور است و نه اینکه این ملازم با آن است، نه به‌نحو جزئیت بلکه به‌نحو لزوم ذاتی که حیوان و ناطق بودن در تصور اینها که ما با یک فکر مجدّد و با یک نظر مجدد، امکان را بیرون بکشیم، این‌طور نیست. یعنی حیوانیت إلی أبد الآباد حیوان است و ناطقیت هم إلی أبد الآباد ناطقیت است و جمع بین این دو انسان است، هیچ وقت امکان داخل در این صورت نخواهد شد به‌طوری که حتی ممکن است تعجب را از اینها انتزاع کنید ولی امکان را انتزاع نکنید، چون امکان به‌لحاظ وجود خارجی است ولیکن فرض ما بر این است که شاید اصلاً در اینجا وجود خارجی مدنظر ما نباشد. ولی فرض ما در مورد اربعه این‌طور نیست، در اربعه شما بخواهید یا نخواهید زوجیت هست، نه به‌عنوان جنس یا فصل. اربعه جنس و فصلش همان جنس و فصل کمّی است، کمّی که جنس الاجناس است جنس آلی است. این جنس، این کم تقسیم می‌شود به کم متصل و کم غیر متصل. در کم متصل ترکیب می‌شود به اعداد و خط و...‌ . اینها کم‌های یک شیء هستند. حالا در اربعه، در خود این اربعه زوجیت نخوابیده، یعنی وقتی که شما می‌گویید: چهار، زوج بودن در آن نیست. ولی صحبت در این است که این چهار، این زوجیت، یک وصفی است که لحاظ آن وصف به‌لحاظ وجود خارجی نیست، یعنی اگر شما با تأمل مجدد در این اربعه نگاه بکنید زوجیت را از اربعه انتزاع می‌کنید بدون اینکه نظر به وجود خارجی داشته باشید. اربعه زوج است. مثلث سه‌تا زوایه دارد، مثلث سه‌تا خط دارد، این زوایای مثلث با 180 درجه هر سه‌تا باید منطبق باشد، این لوازم ذاتی که بر خود ماهیت هست، فرق می‌کند با لوازم ذاتی که به‌لحاظ وجود بر ذات حمل می‌شود. ما نمی‌توانیم در ماهیات، آن لوازم ذاتی که بر این ماهیت به‌لحاظ خود ذاتش حمل می‌شود، آنها را در تصور این ماهیت از ماهیت جدا بدانیم. بله، ممکن است وقتی که شما اربعه را تصور می‌کنید، از زوجیت غفلت داشته باشید، غفلت از زوجیت یک مسئلۀ دیگر است. شاید منظور مرحوم آخوند هم همین است که ما در نظر به ماهیات، از لوازمی که بر خود ذات حمل می‌شوند، نه به‌لحاظ وجود خارجی گاهی‌اوقات غفلت می‌کنیم و نظر بر آن نداریم. مثل اینکه در خود نظر به ذاتیات یک شیء حتی گاهی اوقات ممکن است از فصل غفلت کنیم و بعضی از ممیزات خاصه را به‌جای فصل، قرین با جنس، ذاتی برای آن ماهیت بدانیم، این یک مطلب دیگر است. این مسئلۀ اول بود.