اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

بررسی اشکال امکان در نظام علت و معلول

0
اسفار
اسفار

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از توضیح تقسیم‌های مختلف امکان، وجوب و امتناع، به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر می‌پردازد و این پرسش را مطرح می‌کند که آیا با پذیرش حاکمیت کامل قانون علیت و معلولیت در عالم، جایی برای امکان بالقیاس الی الغیر باقی می‌ماند یا نه. ایشان ابتدا تفاوت امکان ذاتی، وجوب بالغیر و امتناع بالغیر را توضیح می‌دهد، سپس با تحلیل رابطه موجودات در سلسله علل و معالیل، اشکالات وارد بر امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند. در ادامه نیز بحث مراتب نفس‌الامر، جایگاه ماهیت، وجود ذهنی و وجود خارجی مطرح می‌شود و نسبت جهات ثلاث با هر یک از این مراتب مورد تحلیل قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت امکان ذاتی با امکان بالقیاس الی الغیر و تبیین دقیق‌تر جایگاه ماهیت و وجود در مباحث فلسفی است.

امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت

2
  • در اینجا دو نکته و یا حتی بیشتر به‌نظر می‌رسد و آن این است: اینکه مرحوم آخوند می‌فرمایند: لوازم ماهیت حتی در ذهن نمی‌آید و ذهن نسبت به آنها متساوی الطرفین وجود و عدم است، این مسئله نسبت به لوازمی است که به‌لحاظ وجود خارجی ماهیت بر ماهیت بار می‌شود، مانند مشی برای انسان، مانند تعجب برای انسان، مانند کتابت و امثال‌ذلک برای انسان. بدون لحاظ وجود خارجی ماهیت، برای انسان آن لوازم حاصل نمی‌شود. یا من‌باب‌مثال علم برای انسان، علم لازمۀ انسان نیست، علم لازمۀ وجود خارجی انسان است. شما می‌توانید انسانی را تصور بکنید که این عالم نباشد. پس علم، لازمۀ وجود ماهیت من حیث هی نیست بلکه به‌لحاظ وجوده الخارجی این علم برای او حاصل می‌شود. یا من باب‌مثال مشی هم همین‌طور است.

  • اما آن لوازمی که به خود ماهیت من حیث هی برمی‌گردد، اصلاً لحاظ وجود خارجی بر آنها متصور نیست، مانند زوجیت برای اربعه. وقتی که شما اربعه را تصور می‌کنید، خواهی‌نخواهی شما زوجیت را تصور کرده‌اید، منتها در این تصور گاهی‌اوقات مسئله قبل و بعد دارد و مسئله، مسئلۀ خفا و ظهور است. چطور اینکه در خود ماهیات، در خیلی از اوقات کما هی هی تصور نمی‌شود، و این را می‌گویند: لوازم خود ماهیت. در اینجا این لوازم بر ماهیت حمل می‌شود، نه‌اینکه حمل نشود، یعنی در ذات این ماهیت این لوازم خوابیده است، سواءٌ اینکه شما آن را تصور کنید یا تصور نکنید؛ وقتی شما یک مثلث را تصور می‌کنید، تساوی زوایای ثلاث او با 180 درجه، هر مثلثی که می‌خواهد باشد این در کمون آن ماهیت خوابیده است، حالا شما تصور بکنید یا تصور نکنید. ثلاثة اضلاع در کمون این تصور شما خوابیده است، حالا شما تصور بکنید یا نکنید این هست. این دخلی به تصور متصور در اینجا ندارد.

  • ما در بحث تصور لوازم ماهیت نیامدیم تصور وجود را [لحاظ کنیم بلکه ماهیت] من حیث هی خودش در تقرر خودش یک ذاتیاتی را لازم گرفته است، نه به‌لحاظ وجود. در آنجا آیا ممکن است شما ماهیت را بدون اینها تصور کنید یا بر اینها حمل نکنید؟! من‌باب‌مثال أربعه یعنی چهار، خب این اربعه در ذات خودش یا فرد است یا زوج است. اصلاً کاری به وجود خارجی یا وجود ذهنی اربعه ما نداریم بلکه به همین نفس مفهوم اربعه کار داریم، خود مفهوم اربعه در آن زوجیت خوابیده است، چه ما این را تصور بکنیم و چه تصور نکنیم.