
امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت
بررسی اشکال امکان در نظام علت و معلول
امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از توضیح تقسیمهای مختلف امکان، وجوب و امتناع، به بررسی معنای امکان بالقیاس الی الغیر میپردازد و این پرسش را مطرح میکند که آیا با پذیرش حاکمیت کامل قانون علیت و معلولیت در عالم، جایی برای امکان بالقیاس الی الغیر باقی میماند یا نه. ایشان ابتدا تفاوت امکان ذاتی، وجوب بالغیر و امتناع بالغیر را توضیح میدهد، سپس با تحلیل رابطه موجودات در سلسله علل و معالیل، اشکالات وارد بر امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی میکند. در ادامه نیز بحث مراتب نفسالامر، جایگاه ماهیت، وجود ذهنی و وجود خارجی مطرح میشود و نسبت جهات ثلاث با هر یک از این مراتب مورد تحلیل قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن تفاوت امکان ذاتی با امکان بالقیاس الی الغیر و تبیین دقیقتر جایگاه ماهیت و وجود در مباحث فلسفی است.
امکان بالقیاس الی الغیر و نسبت آن با علیت
1درس یکصد و هفتاد و ششم
حمل جهات ثلاث بر مراتب سهگانۀ ماهیت
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مرحوم آخوند در بحث مراتب نفسالامر همانطور که روز گذشته عرض شد، سه مرتبه را برای نفس الامر قائلاند: یکی مرتبۀ خود وجود خارجی ماهیات، یعنی عالم خارج است، حالا چه وجود باشد و چه عدم باشد، مرتبۀ دوم مرتبه ذهن است و مرتبۀ سوم مرتبۀ خود ماهیت است بدون توجه به وجود ذهنی و وجود خارجی. بعد بهدنبال این مطلب میفرمایند که حمل جهات ثلاث بر ماهیت بهلحاظ وجود خارجی امکانپذیر است، همینطور حمل جهات ثلاث بر ماهیت بهلحاظ وجود ذهنی هم ممکن است که همان ضرورت وجود بر وجود ذهنی حاکم است بهلحاظ وجودی که پیدا میکند. اما بر ماهیت بهتنهایی و من حیث هی هیچ جهتی از جهات ثلاث حمل نمیشود، به جهت اینکه ماهیت من حیث هی لیست الا هی. وقتی که شما تصور یک ماهیتی را میکنید، این تصور ماهیت فقط جنس و فصل آن ماهیت را برای شما در ذهن حاضر میکند، اما وجود او و عدم وجود او اصلاً برای شما مطرح نیست. حتی در ظرف وجود ذهنی هم باز وجود این ماهیت مطرح نیست. کأنّ این وجود ذهنی فقط برای به تصویر کشیدن ماهیت در اینجا آمده ولی خودش هیچگونه نقشی در حمل جهات ثلاث بر این ماهیت ندارد. فلهذا شما در تصور ماهیات، ذهن خودتان را خالی از مسئلۀ وجود و عدم میبینید، و حتی خالی از اینکه الان در ذهن شما هست یا نیست میبینید. یعنی آن وجود ذهنی در خود تقرّر ماهیت در ذهن هم نقشی ندارد؛ یعنی از نقطه نظر تصدیق، ولی از نقطهنظر تصور، بدون وجود ذهنی تصور ماهیات ممکن نیست. خب حالا این مسئله بهجای خودش محفوظ.
حمل ذاتیات ماهیت بر ماهیت منحیث هی و بهلحاظ وجود خارجی
بهدنبال این مطلب مرحوم آخوند یک مسئلهای را ذکر میکنند و میفرمایند: برای اینکه شما حتی اگر ذاتیات ماهیت را هم درنظر بگیرید میبینید خود ذاتیات ماهیت در مقام تقرر ماهیت، بر ماهیت بار نمیشود؛ منبابمثال تعجب در مقام تصور انسان، بر انسان و مفهوم انسان حمل نمیشود. وقتی که شما ماهیت انسان را درنظر میگیرید تعجب در ذهنتان نمیآید، لوازم ماهیت در ذهن نمیآیند و فقط خود ماهیت بهتنهایی و حتی برهنۀ از لوازم خود در ذهن حاضر میشود.
