
سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»
بررسی نسبت ماهیت با وجود و لوازم ذاتی
سلب امکان از ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم سبزواری را درباره عبارت «الماهیة من حیث هی لیست الا هی» و تفاوت آن با «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» بررسی میکنند و توضیح میدهند که این دو تعبیر برای نفی وجود و امکان از ذات ماهیت چه نقشی دارند. سپس بحث به تفاوت میان لوازم وجود و لوازم خود ماهیت کشیده میشود و با مثالهایی مانند زوجیت اربعه روشن میشود که برخی اوصاف از متن ماهیت جداشدنی نیستند، در حالی که امکان از سنخ لوازم ذات ماهیت به شمار نمیآید. در ادامه نسبت تصور، تصدیق و وجود ذهنی ماهیت تحلیل میشود و اشکال واردشده بر مبنای مشهور درباره سلب امکان از ماهیت مورد بررسی قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن جایگاه امکان، وجود و سایر احکام در نسبت با ذات ماهیت و مراتب تقرر آن است.
سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»
توضیحات:
سلب امکان از ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم سبزواری را درباره عبارت «الماهیة من حیث هی لیست الا هی» و تفاوت آن با «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» بررسی میکنند و توضیح میدهند که این دو تعبیر برای نفی وجود و امکان از ذات ماهیت چه نقشی دارند. سپس بحث به تفاوت میان لوازم وجود و لوازم خود ماهیت کشیده میشود و با مثالهایی مانند زوجیت اربعه روشن میشود که برخی اوصاف از متن ماهیت جداشدنی نیستند، در حالی که امکان از سنخ لوازم ذات ماهیت به شمار نمیآید. در ادامه نسبت تصور، تصدیق و وجود ذهنی ماهیت تحلیل میشود و اشکال واردشده بر مبنای مشهور درباره سلب امکان از ماهیت مورد بررسی قرار میگیرد. حاصل بحث روشن شدن جایگاه امکان، وجود و سایر احکام در نسبت با ذات ماهیت و مراتب تقرر آن است.
سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»
9إلاّ أنّ صِدقَ هذه السلوبِ علىٰ طریقةِ العقودِ السلبیةِ عنها لا علىٰ طریقةِ إیجابِ تلک السلوبِ لها و بینَهما فرقانٌ عظیمٌ.
«مگر اینکه صدق این سلبهایی که شما در اینجا بر ماهیت میآورید، بر طریقۀ عقود قضایای سلبیه است، نهاینکه شما بخواهید سلب را حمل بر او کنید. اصلاً چیزی را حمل نمیکنید. یکوقت چیزی را اصلاً حمل نمیکنید، یکوقت نفی را حمل میکنید و بین این دو فرقان عظیمی است.»
یکوقت میگویید: زیدی هست و عدم قیام بر آن حمل میشود، یکوقت میگویید: اصلاً هیچ چیزی بر آن حمل نمیشود، یعنی ساکت هستید از حمل قیام و عدم قیام که این سکوت بهمعنای سلب حمل است، حتی سلبِ سلب. یعنی این سلب در اینجا به سلب میخورد، نه وجود را بر این زید شما حمل میکنید و نه عدم را بر این زید حمل میکنید.
و حملُ الإمکانِ علَى الماهیةِ کنظیرَیه مِن قبیلِ الثانی دونَ الأولِ.
«وقتی که شما امکان را بر ماهیت حمل میکنید، حمل امکان مانند دو نظیر خودش که وجوب و امکان باشد، از قبیل دوم است نه از قبیل اول.»
یعنی نهاینکه بگویید: این ماهیت ممکن نیست، امکان ندارد. اینکه میگویید: در ماهیت، امکان نیست، به این معنی نیست که مقابل با امکان بر ماهیت ثابت است، بلکه به این معنی است که اصلاً شأن و ذات خود این ماهیت، این شأن و ذات بهطورکلی عدم الاقتضاء است بالنسبه به حمل امکان و بالنسبه به [عدم] حمل امکان، هر دوی اینها، هیچ در ذاتش امکان و عدم امکان نخوابیده است.
[کیف و لو کان المقسَمُ فی الأقسامِ الثلاثةِ حالُ الشیءِ بالقیاسِ إلى الوجودِ و العدمِ بجمیعِ الحیثیاتِ و الاعتباراتِ أعمُّ مِن أن یکونَ بحسبِ الواقعِ أو بحسبِ أیّةِ مرتبةٍ منه لم یکُن القسمةُ عقلیةً حاصرةً فإنّ الماهیةَ بحسبِ نفسِ مرتِبَتِها ربما لم یکن لها شیءٌ مِن الثلاثةِ عندَ العقلِ و لو سُلِّمَ ثبوتُ شیءٍ مِن الثلاثةِ لها بحسبِ نفسِ ذاتِها فیکونُ نفسُها أیضًا مع ذلک الشیءِ ثابتةً لنفسِها فیکونُ نفسُها نفسَها و ذلک الشیءُ فلا یکونُ القسمةُ حاصرةً و لا الانفصالُ الحقیقیُ المشتملُ علىٰ منعِ الجمعِ و منعِ الخلوِّ حاصلاً فی الأقسامِ الثلاثةِ.1
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 155 ـ 156.
