اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»

بررسی نسبت ماهیت با وجود و لوازم ذاتی

0
اسفار
اسفار

سلب امکان از ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم سبزواری را درباره عبارت «الماهیة من حیث هی لیست الا هی» و تفاوت آن با «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که این دو تعبیر برای نفی وجود و امکان از ذات ماهیت چه نقشی دارند. سپس بحث به تفاوت میان لوازم وجود و لوازم خود ماهیت کشیده می‌شود و با مثال‌هایی مانند زوجیت اربعه روشن می‌شود که برخی اوصاف از متن ماهیت جداشدنی نیستند، در حالی که امکان از سنخ لوازم ذات ماهیت به شمار نمی‌آید. در ادامه نسبت تصور، تصدیق و وجود ذهنی ماهیت تحلیل می‌شود و اشکال واردشده بر مبنای مشهور درباره سلب امکان از ماهیت مورد بررسی قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن جایگاه امکان، وجود و سایر احکام در نسبت با ذات ماهیت و مراتب تقرر آن است.

سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»

1
  • درس یکصد و هفتاد و هفتم

  • سلب امکان و لوازم ماهیت از ماهیت

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • سلب امکان و لوازم ماهیت از ماهیت با عبارت: «لیست الماهیة من حیث هی الا هی»

  • عرض شد که در مسئلۀ ایجاب سلب یا سلب ایجاب نسبت به قضایای خارجیه مطلب همان‌طور است که مرحوم آخوند می‌فرمایند، ولی در مسئلۀ لوازم ذات و حمل خود ذات بر ذات مطلب تفاوتی نسبت به ایجاب سلب یا سلب ایجاب ندارد.

  • بنابراین فرق نمی‌کند که ما این‌طور بگوییم: «الأربعة لا فردٌ» که مقابل او معنای زوجیت ثابت بشود یا اینکه بگوییم: «لیست الأربعة بفردٍ» که همان زوجیت برای اربعه ثابت بشود. بله، در قضایای خارجیه که عوارض وجود را ما در آنجا بر موضوع حمل می‌کنیم، چنانچه منظور نفی آن عرض به‌لحاظ نفی موضوع باشد، ما در آنجا سلب ایجاب را باید مد نظر قرار بدهیم. یعنی سلب را بر آن موضوع مقدم بکنیم و به ‌عبارت «لیس زیدٌ بقائمٍ»، از باب عدم وجود زید باید در اینجا عبارت را بیان کنیم. ولی اگر بگوییم: «زیدٌ لیس بقائمٍ» در آنجا اثبات وجود برای زید شده است، اگرچه نفی آن صفت از زید است.

  • ولی همان‌طور که عرض شد در قضایایی که نه لوازم وجود، بلکه لوازم خود ماهیت من حیث هی بر آن ماهیت حمل می‌شود، در آنجا نفس تصور ماهیت اقتضای لوازم خودش را می‌کند؛ چه اینکه شما مد نظر قرار بدهید یا مد نظر قرار ندهید. در مسئلۀ وجود، ماهیت اقتضای وجود را نمی‌کند اما اربعه اقتضای زوجیت را می‌کند. شما می‌توانید بگویید: «الأربعة لیس بفردٍ» و با این اربعه، نه‌اینکه وجود اربعه ثابت کنید و بعد فردیت را از آن نفی کنید، نه‌خیر، در مقام حمل صفات ماهیت و لوازم ماهیت بر ماهیت اصلاً متکلم در مقام وجود و عدم قرار ندارد، بلکه در مقام هویت خود ماهیت قرار دارد. یعنی هویت خارجی او مد نظر نیست بلکه هویت تقرّریۀ او که همان نفس ماهیت اوست در آنجا مورد نظر است، درحالی‌که این بحثی که مرحوم آخوند در اینجا مطرح کردند به ماهیت از نقطۀ نظر وجود مفید و مطلوب است.