اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»

بررسی نسبت ماهیت با وجود و لوازم ذاتی

0
اسفار
اسفار

سلب امکان از ماهیت محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه مرحوم آخوند و مرحوم سبزواری را درباره عبارت «الماهیة من حیث هی لیست الا هی» و تفاوت آن با «لیست الماهیة من حیث هی الا هی» بررسی می‌کنند و توضیح می‌دهند که این دو تعبیر برای نفی وجود و امکان از ذات ماهیت چه نقشی دارند. سپس بحث به تفاوت میان لوازم وجود و لوازم خود ماهیت کشیده می‌شود و با مثال‌هایی مانند زوجیت اربعه روشن می‌شود که برخی اوصاف از متن ماهیت جداشدنی نیستند، در حالی که امکان از سنخ لوازم ذات ماهیت به شمار نمی‌آید. در ادامه نسبت تصور، تصدیق و وجود ذهنی ماهیت تحلیل می‌شود و اشکال واردشده بر مبنای مشهور درباره سلب امکان از ماهیت مورد بررسی قرار می‌گیرد. حاصل بحث روشن شدن جایگاه امکان، وجود و سایر احکام در نسبت با ذات ماهیت و مراتب تقرر آن است.

سلب امکان از ماهیت و معنای «الماهیة من حیث هی»

4
  • فصل (8)

  • فیه إرجاعُ الکلامِ إلى أحکامِ هذه المفهوماتِ العقلیةِ التی هی موادُّ العقودِ علىٰ أسلوبٍ آخرَ

  • بحث در فصل هشتم به این است که ما ماهیات را به‌لحاظ تقسیمات دیگر بتوانیم تقسیم کنیم، و اینکه چه احکامی را از ماهیات سلب کنیم.

  • إنّ کلاًّ مِن هذه الطبائعِ العقلیةِ یحتَمِلُ فی بادی الأمرِ أن یکونَ بالذاتِ أو بالغیرِ أو بالقیاسِ إلَى الغیرِ ثمّ العقلُ بعدَ التدبُّرِ فیها یحکُمُ بأنّ الإمکانَ لا یکونُ بالغیرِ.

  • «هر کدام از این طبایع عقلیه که وجوب و امکان و امتناع باشند، در ابتدای امر سه حکم را برمی‌دارند: یا اینکه اینها بالذات‌اند، یعنی ذاتاً بر یک موضوعی حمل می‌شدند یا بالغیرند، (یعنی به‌واسطۀ غیر این جهت برای آن موضوع بار شده) یا بالقیاس الی الغیرند، (یعنی در مقایسۀ با غیر این جهت از جهات ثلاث بر آن موضوع حمل می‌شود، یعنی در مقایسۀ با امر دیگر. خب این می‌شود سه‌تا. هر کدام از اینها هم سه حکم برمی‌دارند که سه سه‌تا می‌شود نه‌تا.) ولی عقل بعد از تدبر متوجه می‌شود که امکان بالغیر نداریم.»

  • یعنی یک ذاتی فی‌حدنفسه امکانش را از غیر به‌دست بیاورد، به جهت اینکه [اولاً] قبل از اینکه امکان از ناحیۀ غیر بخواهد به او برسد، خود این فی‌حدذاته یا واجب است یا ممکن بالذات است یا ممتنع بالذات است. پس از ناحیۀ غیر، این امکان برای آن نمی‌آید.

  • ثانیاً اصلاً معنی ندارد به هیچ کیفیتی که غیر بیاید و به او امکان بدهد. امکان بدهد یعنی تساوی الطرفین را به او بدهد، تحصیل حاصل که محال است. وقتی که یک چیزی سفید است، شما می‌گوید: این قرطاس سفید است، درعین‌حال سفیدی‌اش را از یک امر دیگر می‌گیرد، این تحصیل حاصل است. وقتی که یک امری ذاتاً ممکن است، این دیگر تحصیل حاصل است که باز یک امکانی را از ناحیۀ غیر دریافت کند.

  • بل بالذاتِ و بالقیاسِ إلَى الغیرِ.

  • «بلکه این امکان بالذات است و همین‌طور ممکن است که بگوییم: این امکان، بالقیاس الی الغیر است.»