
امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر
بررسی نسبت علیت، معلولیت و قوام دین به ولایت
امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از تبیین تفاوت میان اوصاف ذاتی و اوصاف حاصل از نسبت با غیر، اقسام وجوب بالغیر، امتناع بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی میکند و نشان میدهد که این مفاهیم چگونه از نوع رابطه میان اشیا ناشی میشوند. در ادامه، نسبت این اقسام با علیت و معلولیت توضیح داده میشود و تفاوت میان ضرورت ناشی از علت و امکان ناشی از صرف مقایسه میان دو موجود روشن میگردد. سپس با استفاده از نمونههای اجتماعی و دینی، این نکته تبیین میشود که حقیقت دین و ولایت به اشخاص محدود نیست، بلکه به حقیقتی فراتر از ظهورات فردی بازمیگردد. حاصل بحث، فهم دقیقتر اقسام امکان و ضرورت و رفع برخی سوءبرداشتها درباره نقش اشخاص در قوام دین و نظام هستی است.
امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر
توضیحات:
امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از تبیین تفاوت میان اوصاف ذاتی و اوصاف حاصل از نسبت با غیر، اقسام وجوب بالغیر، امتناع بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی میکند و نشان میدهد که این مفاهیم چگونه از نوع رابطه میان اشیا ناشی میشوند. در ادامه، نسبت این اقسام با علیت و معلولیت توضیح داده میشود و تفاوت میان ضرورت ناشی از علت و امکان ناشی از صرف مقایسه میان دو موجود روشن میگردد. سپس با استفاده از نمونههای اجتماعی و دینی، این نکته تبیین میشود که حقیقت دین و ولایت به اشخاص محدود نیست، بلکه به حقیقتی فراتر از ظهورات فردی بازمیگردد. حاصل بحث، فهم دقیقتر اقسام امکان و ضرورت و رفع برخی سوءبرداشتها درباره نقش اشخاص در قوام دین و نظام هستی است.
امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر
8پس این مسئله در اینجا، خیلی مسئله دقیقی است ها! که آن حقیقت انسان و آن جنبۀ ربطی انسان با مبدأ را باید ببینیم که در چه میزانی هست! حالا چه ظهوری در اینجا هست یا نه، ما دیگر به آن نباید کار داشته باشیم. یک ظهوری در اینجا به این شکل هست، آن ظهور تغییر پیدا میکند به یک ظهور دیگر و به شکل دیگر. اشکال در اینجا تفاوت پیدا میکند.
تلمیذ: تا زمانی که تجلی حق هست، این محور از پایه هست بهعنوان تجلی حق. ما در احادیث زیاد داریم که اگر امام یک لحظه نباشد تمام این هستی ازبین میرود و تبدل پیدا میکند.1
استاد: عرض من این است که انسان نباید دینش را براساس تجلی بگذارد. اگر بر این اساس بگذارد، آن تجلی عوض میشود، دین هم باید عوض بشود. شیعیان در زمان ائمه علیهمالسلام پیش ائمه حضور داشتند، بعد امام علیهالسلام رفت. حالا من از شما سؤال میکنم که از وقتی که امام رفته تابهحال چند نفر امام را دیدهاند؟ از من بپرسید میگویم: صدتا را بیشتر ندیده، یک سید بحر العلومی بود، یک سید بن طاووسی بود که تازه نقل میکنند یک دفعه ایشان را دیده، یک حاج علی بغدادی بود که [با همین جسم و بدن ظاهری بوده است].2 امام چند نفر را دیده؟ در کدام مجالس آمده و ایشان را دیدند؟ شما تابهحال امام زمان را دیدهای؟ این از خودمان، بقیه هم همینطور! اگر قرار باشد دین ما مستند به وجود امام حیّی در حضور ما باشد، خب الان همه ما باید بیدین باشیم! آن مسئلۀ ولایت یک مطلبی است که او ازبین نمیرود، ولایت همیشه هست. آن ولایتی که همیشه هست ما نباید آن ولایت را در محدودۀ ظهور و قید قرار بدهیم و زندانیاش کنیم و دست و پایش را ببندیم و این ولایت را ما قبول داشته باشیم. ولایت عبارت است از اشراف یک نیروی حی و فعال و عاقل و مدیر و مدبر بر کل عالم وجود؛ حتی بر ملائکه. ولایت حضرت بقیة الله عجل الله تعالی فرجه الشریف یکهمچنین مسئلهای است.
- . بصائر الدرجات، ج 1، ص 488، «باب أن الأرض لا تبقى بغیر إمام لو بقیت لساخت».
- . نجم الثاقب، ص 484، حکایت 31.
