اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر

بررسی نسبت علیت، معلولیت و قوام دین به ولایت

13٬995
اسفار

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از تبیین تفاوت میان اوصاف ذاتی و اوصاف حاصل از نسبت با غیر، اقسام وجوب بالغیر، امتناع بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که این مفاهیم چگونه از نوع رابطه میان اشیا ناشی می‌شوند. در ادامه، نسبت این اقسام با علیت و معلولیت توضیح داده می‌شود و تفاوت میان ضرورت ناشی از علت و امکان ناشی از صرف مقایسه میان دو موجود روشن می‌گردد. سپس با استفاده از نمونه‌های اجتماعی و دینی، این نکته تبیین می‌شود که حقیقت دین و ولایت به اشخاص محدود نیست، بلکه به حقیقتی فراتر از ظهورات فردی بازمی‌گردد. حاصل بحث، فهم دقیق‌تر اقسام امکان و ضرورت و رفع برخی سوءبرداشت‌ها درباره نقش اشخاص در قوام دین و نظام هستی است.

امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر

توضیحات:

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از تبیین تفاوت میان اوصاف ذاتی و اوصاف حاصل از نسبت با غیر، اقسام وجوب بالغیر، امتناع بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که این مفاهیم چگونه از نوع رابطه میان اشیا ناشی می‌شوند. در ادامه، نسبت این اقسام با علیت و معلولیت توضیح داده می‌شود و تفاوت میان ضرورت ناشی از علت و امکان ناشی از صرف مقایسه میان دو موجود روشن می‌گردد. سپس با استفاده از نمونه‌های اجتماعی و دینی، این نکته تبیین می‌شود که حقیقت دین و ولایت به اشخاص محدود نیست، بلکه به حقیقتی فراتر از ظهورات فردی بازمی‌گردد. حاصل بحث، فهم دقیق‌تر اقسام امکان و ضرورت و رفع برخی سوءبرداشت‌ها درباره نقش اشخاص در قوام دین و نظام هستی است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر

9
  • تلمیذ: یعنی منحصر به اوست.

  • استاد: نباید ما منحصر به او بکنیم. یعنی ما نباید دینی را که آن دین در مظاهر و در چشم ما محدودیت پیدا می‌کند آن را قبول بکنیم که اگر امام زمان را دیدیم اعتقادمان بیشتر بشود و اگر ندیدیم کمتر بشود! این حرف‌ها نیست! خب امام زمان هم خودش یکی از افراد است، از بندگان است، حالا خدا در او تجلی کرده و واسطۀ فیض شده است. واسطۀ فیض شدن این دلیل نمی‌شود بر اینکه ما این وساطت را بالاستقلال بدانیم و جنبۀ موضوعیت به او بدهیم که وقتی این استقلال ازبین رفت انگار کل عالم خراب شده و دیگر خدایی هم وجود ندارد! لذا در زمان پیغمبر صلی‌الله علیه و آله وسلم، فوت پیغمبر و عدم فوت پیغمبر یکی بود. یعنی در همان زمان پیغمبر همین عمر و ابوبکر و عبدالرحمن عوف و... همه بودند، پیغمبر زنده بود، اما سر ایشان بازی درمی‌آوردند و کلک می‌زدند و به سر جیش اسامه نمی‌رفتند.1 خب حالا قضیه چه شد؟! یک‌وقت پیغمبر ازدنیا می‌رود دیگر. پیغمبر از دنیا رفت و اینها دستشان باز شد! باطنشان که عوض نشد! باطن همان است، این باطن همان است. تازه آب پیدا می‌کند و شنا می‌کند. نه‌اینکه تا پیغمبر ازبین رفت، ایمان اینها تبدیل به کفر شد و وقتی که کفر شد ظهور پیدا کرد. نه آقا جان، همین بوده است! لذا امام صادق علیه‌السّلام می‌فرماید: «لم یومنوا بالله طرفةَ عینٍ»2. یک لحظه اینها به خدا ایمان نیاوردند! فقط عوض شد! زمینه، زمینۀ مساعدی شد برای اینکه اینها [ظاهر] بشوند. این کار، کار پیغمبر است. خب از امکان بالقیاس الی الغیر به کجا رفتیم!

  • این جناب اعلی‌‌حضرت واجب الوجود ما، ایشان که می‌گوید: کسی نباید در حکومت تعدی بکند، این واجب الوجود در تعامل با واجب الوجود دیگر امکان خاص دارد. یعنی واجب الوجود دیگر، نه به این افاضۀ وجود می‌کند تا این بشود واجب بالغیر و نه به این افاضۀ عدم می‌فرماید که تا این بشود ممتنع بالغیر. بلکه آن نشسته برای خودش و دارد حکومتش را می‌کند، این هم دارد حکومتش را می‌کند. این را می‌گوییم: امکان بالقیاس الی الغیر.

    1. . الإرشاد، ج 1، ص 179 ـ 185. امام شناسی، ج 13، ص 115 ـ 118.
    2. . روایتی به این مضمون یافت نشد. مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار، ج 30، ص 409 در ذیل روایت امام موسی بن جعفر علیهماالسلام می‌فرمایند: «منظور از ”و مِن هذه الأمّةِ أعرابیّانِ“ الأعرابیان: الأول و الثانی اللّذان لم‌ یؤمنا باللّه‌ طرفة عین».
      روایتی نیز از کتاب کافی، ج 8، ص 124 از حضرت موسی بن جعفر علیهماالسلام به این مضمون روایتی نقل شده است: « ... فلَعَمری لقد نافَقا قبلَ ذلک و رَدّا على اللهِ عزّوجلّ کلامَه و هَزِئا برسولِه صلی الله علیه و آله وسلم و هما الکافران علیهما لعنةُ الله و الملائکةِ و النّاس أجمعینَ و اللهِ ما دَخَلَ‌ قلبَ‌ أحَدٍ منهما شی‌ءٌ مِن الإیمانِ منذُ خُروجِهما مِن حالَتَیهما ... » (محقق)
/ 260