اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر

بررسی نسبت علیت، معلولیت و قوام دین به ولایت

0
اسفار
اسفار

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از تبیین تفاوت میان اوصاف ذاتی و اوصاف حاصل از نسبت با غیر، اقسام وجوب بالغیر، امتناع بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که این مفاهیم چگونه از نوع رابطه میان اشیا ناشی می‌شوند. در ادامه، نسبت این اقسام با علیت و معلولیت توضیح داده می‌شود و تفاوت میان ضرورت ناشی از علت و امکان ناشی از صرف مقایسه میان دو موجود روشن می‌گردد. سپس با استفاده از نمونه‌های اجتماعی و دینی، این نکته تبیین می‌شود که حقیقت دین و ولایت به اشخاص محدود نیست، بلکه به حقیقتی فراتر از ظهورات فردی بازمی‌گردد. حاصل بحث، فهم دقیق‌تر اقسام امکان و ضرورت و رفع برخی سوءبرداشت‌ها درباره نقش اشخاص در قوام دین و نظام هستی است.

امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر

2
  • اقسام بالقیاس إلی الغیر

  • در اینجا مسئلۀ بالقیاس الی الغیر را مرحوم آخوند مطرح می‌کنند. یک تقسیم دیگر باقی ماند. یکی بالذات بود که تقسیم شد، دومی بالغیر بود و سومی هم که بالقیاس الی الغیر باقی ماند. در تقسیم به واجب بالقیاس الی الغیر و ممکن بالقیاس الی الغیر و ممتنع بالقیاس الی الغیر، لحاظ، لحاظ علیت و معلولیت نیست بلکه لحاظ، نفس وجود ماهیت در مقابل با وجود یک امر دیگر است. نه به این جهت که آن حیثیت ضروریه یا امکانیه یا امتناعیه از ناحیۀ غیر به او می‌رسد، یعنی خود این شیء فی‌حدذاته واجد این وصف است از ناحیۀ غیر که این را بالغیر گفته می‌شود. چون یک‌وقت خود شیء را فی‌حدنفسه ما لحاظ می‌کنیم سوای نظر به سایر جهات و سایر جوانب و اشیاء دیگر، یا حکم به وجوب می‌کنیم مثل واجب الوجود. در واجب الوجود ما نظر به نفس وجود واجب داریم و هیچ نظر به سایر ممکنات و به مخلوقات و به سایر معالیل واجب الوجود و مبدأ اول نداریم؛ چه واجب در اینجا مخلوقی داشته باشد و معلولی داشته باشد یا نداشته باشد، این وصفِ وجوب و ضرورت را متحمل است بلا ملاحظةِ شیءٍ آخرَ؛ این را می‌گویند: ذاتی. یا اینکه ما نظر به یک ممکن می‌کنیم بدون ملاحظۀ‌ به جنبۀ علتش و بدون ملاحظۀ به عدم علتش، خودش فی‌حدنفسه در ارتباط با وجود، ممکن است. من‌باب‌مثال زید در ارتباط با وجود بدون ملاحظۀ به علت این ذاتاً امکان دارد. هیچ امتناعی را این ماهیت برنمی‌دارد و هیچ ضرورتی را این ماهیت برنمی‌دارد، خودش فی‌حدنفسه علی‌السواء است. یعنی ماهیتی است که لو تَعلَّقَ به العلةُ لصارَ موجودًا و لو لم یَتَعلَّق بها العلةُ لصارَ معدومًا فی الخارجِ؛ اسم این را می‌گذاریم ذاتی. امتناع بالذات هم که مشخص است. خب حالا این یک قسم که در اینجا توجه به نفس ماهیت یک شیء است بدون لحاظ أیّ شیءٍ أخری و بدون لحاظ أیّ جهةٍ أخری.