اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر

بررسی نسبت علیت، معلولیت و قوام دین به ولایت

0
اسفار
اسفار

امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از تبیین تفاوت میان اوصاف ذاتی و اوصاف حاصل از نسبت با غیر، اقسام وجوب بالغیر، امتناع بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی می‌کند و نشان می‌دهد که این مفاهیم چگونه از نوع رابطه میان اشیا ناشی می‌شوند. در ادامه، نسبت این اقسام با علیت و معلولیت توضیح داده می‌شود و تفاوت میان ضرورت ناشی از علت و امکان ناشی از صرف مقایسه میان دو موجود روشن می‌گردد. سپس با استفاده از نمونه‌های اجتماعی و دینی، این نکته تبیین می‌شود که حقیقت دین و ولایت به اشخاص محدود نیست، بلکه به حقیقتی فراتر از ظهورات فردی بازمی‌گردد. حاصل بحث، فهم دقیق‌تر اقسام امکان و ضرورت و رفع برخی سوءبرداشت‌ها درباره نقش اشخاص در قوام دین و نظام هستی است.

امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر

4
  • امکان بالقیاس الی الغیر

  • یک مطلب دیگر باقی می‌ماند و آن این است که در این لحاظ علقۀ بین دو شیء، لحاظ علیت و معلولیت وجود ندارد. یعنی ما از نقطه نظر علیت و معلولیت، در اینجا لحاظ به شیء نمی‌کنیم، بلکه فقط دو امر را مقابل هم قرار می‌دهیم، و به هم قیاس می‌کنیم و هیچ جنبۀ علّی و معلولی را در اینجا مد نظر قرار نمی‌دهیم. در یک‌هم‌چنین وضعیتی ما این دو وصف را با همدیگر می‌سنجیم. هیچ مد نظر قرار نمی‌دهیم. مثل اینکه فرض کنید دو واجب الوجود هست، این دو واجب الوجود نسبت به همدیگر امکان بالقیاس الی الغیر دارند. یعنی آن واجب الوجود را اگر شما در آنجا درنظر بگیرید، یعنی بر فرض اینکه واجب الوجودی بشود در خارج محقق بشود، نه اینکه واجب الوجودی محقق نشود، اگر فرض کنید که بشود یک واجب الوجودی درقبال این واجب الوجود ما محقق بشود، خب الان واجب الوجود ما در مقایسه با او امکان بالقیاس الی الغیر دارد. دراین‌صورت ضرورت وجود و عدم ندارند. یعنی اشکالی پیش نمی‌آید. آن واجب الوجود می‌آید کارها را انجام می‌دهد دیگر، و این اینجا در این وسط، دست روی دست می‌گذارد ببیند که حالا او چه کار انجام می‌دهد. آن واجب الوجود هم در قیاس با این واجب الوجود آن هم همین حرف را می‌زند. می‌گوید: حالا که قرار بر این است که دو واجب الوجود بشود، ـ نه در ذات خودش، چون در ذات خودش واجب است، چاره ای نیست، باید این واجب الوجود باشد ولی ـ در مقابل او نسبت به این قضیه ساکت است. می‌گوید: حالا تو می‌خواهی باشی باش، نمی‌خواهی نباشی هم نباش، ما سر کرسی خودمان ایستاده‌ایم و نشسته‌ایم، خلاصه به چیزی هم کاری نداریم. تا وقتی که به ما تجاوز نکردی و در حریم واجب الوجودی ما تجاوز نکردی، ما برعلیه تو جنگ راه نمی‌اندازیم ولی اگر خواستی در حریم ما تجاوز کنی تمام ملت را بسیج می‌کنیم که حسابت را تا آن چیز آخر برسد.