
امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر
بررسی نسبت علیت، معلولیت و قوام دین به ولایت
امکان بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از تبیین تفاوت میان اوصاف ذاتی و اوصاف حاصل از نسبت با غیر، اقسام وجوب بالغیر، امتناع بالغیر و امکان بالقیاس الی الغیر را بررسی میکند و نشان میدهد که این مفاهیم چگونه از نوع رابطه میان اشیا ناشی میشوند. در ادامه، نسبت این اقسام با علیت و معلولیت توضیح داده میشود و تفاوت میان ضرورت ناشی از علت و امکان ناشی از صرف مقایسه میان دو موجود روشن میگردد. سپس با استفاده از نمونههای اجتماعی و دینی، این نکته تبیین میشود که حقیقت دین و ولایت به اشخاص محدود نیست، بلکه به حقیقتی فراتر از ظهورات فردی بازمیگردد. حاصل بحث، فهم دقیقتر اقسام امکان و ضرورت و رفع برخی سوءبرداشتها درباره نقش اشخاص در قوام دین و نظام هستی است.
امکان بالقیاس الی الغیر و تفاوت آن با وجوب و امتناع بالغیر
1درس یکصد و هشتاد و یکم
مفهوم بالغیر و بالقیاس إلی الغیر (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
[و أما الثلاثةُ التی هی بالقیاسِ إلى الغیرِ فهی لا تُصادِمُ التی هی بالذاتِ فی التحققِ و إن خالَفَتها فی المفهومِ فالوجوبُ بالقیاسِ إلى الغیرِ یعُمُّ جمیعَ الموجوداتِ إذ لا موجودَ إلاّ و له علیةٌ أو معلولیةٌ لشیءٍ آخرَ و کلٌّ مِن العلةِ و المعلولِ له وجوبٌ بالقیاسِ إلى الآخرِ لأنّ الوجوبَ بالقیاسِ إلى الغیرِ ضرورةُ تحقّقِ الشیءِ بالنظرِ إلى الغیرِ على سبیلِ الاستدعاءِ الأعمِّ مِن الاقتضاءِ و مرجعُه إلى أنّ الغیرَ یَأبى ذاتُه إلا أن یکونَ للشیءِ ضرورةُ الوجودِ سواءٌ کان باقتضاءٍ ذاتیٍ أو بحاجةٍ ذاتیةٍ و وجودٍ تعلقیٍ ظلیٍ.
و قد وَقَعَ فی الأحادیثِ الإلهیةِ: «یا موسى أنا بُدُّک اللازم»1. و الامتناعُ بالقیاسِ إلى الغیرِ یَعرِضُ لکلِّ موجودٍ واجبًا أو ممکنًا بالنسبةِ إلى عدمِ معلولِه أو عدمِ علتِه أو ما یَلزَمُ عدمَ معلولِه أو عدمَ علّتِه و کذا یَعرِضُ لکلِّ معدومٍ بما هو معدومٌ ممتنعٌ أو ممکنٌ بالنظرِ إلى وجودِ معلولِه أو وجودِ علّتِه. و بالجملةِ وجودُ ما یُصادِمُه وجودُه.2
«و اما سه تایی که آنها با قیاس به غیر، واجباند آنها در مقام تحقق و ثبوت، با واجب بالذات برخورد ندارند، اگرچه در مفهوم با او مخالفت دارند. پس وجوب با قیاس به غیر، تمام موجودات را فرا میگیرد، برای اینکه هیچ موجودی نیست جز آنکه یا علت است و یا معلول دیگری. و هر یک از علت و معلول، با قیاس به دیگری دارای وجوب است. برای اینکه وجوب با قیاس به غیر، ضرورت تحقق و ثبوت شیء است نسبت به غیر، به گونۀ درخواستی که فراگیرتر از اقتضاء میباشد. و بازگشت به این دارد که ذات غیر، إبای از این دارد که برای شیء ضرورت وجود نباشد. خواه بنا به اقتضای ذاتی باشد و یا بنا به نیازی ذاتی و وجود تعلقی ظلّی. در احادیث الهی قدسی آمده است: ”ای موسی، من لازم ناگزیر توأم“ و امتناع با قیاس به غیر، عارض هر موجود واجب یا ممکن میگردد. البته با نسبت به عدم معلول او و یا عدم علت او و یا آنچه که عدم معلول او و یا عدم علت او را لازم میآورد. و همینطور عارض هر معدوم از آن روی که معدوم است، ممتنع و یا ممکن نسبت به وجود معلول او و یا وجود علت او میگردد. تمام مطلب اینکه وجود هر چیزی که برخورد با وجودش دارد.»]
- . کشف الأسرار و عدة الأبرار، النوبة الثالثة، ص 87.
- . عبارت «و بالجملةِ وجودُ ما یُصادِمُه وجودُه» مربوط به قبل است و عبارت «و الإمکانُ مقیسًا إلى الغیرِ...» ابتدای جمله است.
