اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت وجوب بالغیر و وجوب بالقیاس الی الغیر

بررسی نسبت علت و معلول در احکام سه‌گانه

0
اسفار
اسفار

وجوب بالغیر و وجوب بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین تفاوت میان اوصاف حقیقی و اوصاف قیاسی در فلسفه می‌پردازد و توضیح می‌دهد که وجوب و امتناع بالغیر، اوصافی واقعی برای شیء هستند که از ناحیه علت یا عدم علت به آن افاضه می‌شوند، درحالی‌که وجوب، امتناع و امکان بالقیاس الی الغیر، از مقایسه دو شیء با یکدیگر انتزاع می‌شوند و جنبه اعتباری دارند. در ادامه، نسبت علت و معلول، وجوب علت نسبت به معلول، وجوب معلول نسبت به علت و همچنین رابطه دو معلولِ یک علت واحد بررسی می‌شود. سپس دیدگاه مشهور فلسفی با مبنای حکمت متعالیه مقایسه شده و آثار نظری اصالت وجود و ربط محض بودن معلول در تحلیل این مفاهیم توضیح داده می‌شود. حاصل بحث، روشن شدن مرز میان وجوب بالغیر و وجوب بالقیاس الی الغیر و جایگاه هر یک در نظام علیت است

تفاوت وجوب بالغیر و وجوب بالقیاس الی الغیر

9
  • اما مرحوم آخوندی می‌فرمایند در فلسفۀ ما که حکمت متعالیه است، چون ما اصلاً وجودی را بالاستقلال برای معلول قائل نیستیم و هیچ نوع تحققی را برای معلول قائل نیستیم و اینها روابط محضه هستند و تعلقات محضه هستند پس بنابراین در اینجا وجوب بالقیاس الی الغیر در اینجا دیگر نمی‌تواند معنا داشته باشد، چون وجوب بالقیاس الی الغیر لازمه‌اش یک وجود استقلالی است که در لحاظ با علت و در مقابل علت سنجیده بشود. جناب علت در آنجا بنشیند، معلول هم در آنجا بنشیند، هر دو تا دو تا کرسی برای هم دیگر بگذارند بعد می‌گوئیم حالا ایشان در ارتباط با ایشان وجوب بالقیاس دارد. ایشان در قبال ایشان وجوب بالقیاس دارد. اما وقتی که ما ببینم این اصلاً وجودی ندارد تا اینکه بخواهد بر کرسی بنشیند و فقط یک تعلق است و هیچ چیز نیست، دیگر وجوب بالقیاس دیگر در اینجا معنا ندارد. چون وجوب بالقیاس برای یک ذات مستقلی می‌آید که بخواهد این اتصاف وجوب را برای خود بخرد. ولی اگر این ربط محض باشد همان وجوب بالغیر دیگر در اینجا هست نه وجوب بالقیاس الی الغیر. ایشان می‌فرماید: روی بادیۀ نظر و فلسفۀ عادی به یک نظر ساده و ابتدایی وجوب بالقیاس الی الغیر است، اما در فلسفۀ ما که فقط رابط است، رابط معنا ندارد وجود استقلالی داشته باشد تا اینکه شما وجوب بالقیاس را برای او حمل کنید.

  • و أما فی طریقتِنا فسیَلوحُ لک ما فیه إن کنتَ مِن أهل الطریقِ ففی قاعدتِهم المعلولُ واجبٌ بالعلةِ و بالقیاسِ إلیها جمیعًا بخلافِ العلةِ فإنها واجبةٌ بالقیاسِ إلى المعلولِ لا به و کذا کلُّ واحدٍ مِن معلولَی علةٍ واحدةٍ نظرًا إلى الآخرِ.

  • «و اما در طریقت ما که حکمت متعالیه است و ما همۀ وجودات را تعلقات می‌دانیم و روابط می‌دانیم، اگر از اهل راهی که می‌فهمی والا اگر هم نه که هیچ! در قاعدۀ اینها معلول واجب است بالعلة و در قیاس بالعلة هردو باهم. به‌خلاف علت که علت واجب است بالقیاس الی المعلول، ولی نه‌اینکه واجب است بالمعلول، از ناحیۀ معلول وجوب برای علت نیامده است. همین‌طور وجوب بالقیاس الی الغیر می‌آید در هر کدام از دو معلولِ یک علت واحده، هر کدام از دو معلول را با یک معلول دیگر بسنجیم وجوب بالقیاس در اینجا می‌آید. چون هر دوی اینها نظر به علت دیگر دارند.»