اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تفاوت وجوب بالغیر و وجوب بالقیاس الی الغیر

بررسی نسبت علت و معلول در احکام سه‌گانه

0
اسفار
اسفار

وجوب بالغیر و وجوب بالقیاس الی الغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی به تبیین تفاوت میان اوصاف حقیقی و اوصاف قیاسی در فلسفه می‌پردازد و توضیح می‌دهد که وجوب و امتناع بالغیر، اوصافی واقعی برای شیء هستند که از ناحیه علت یا عدم علت به آن افاضه می‌شوند، درحالی‌که وجوب، امتناع و امکان بالقیاس الی الغیر، از مقایسه دو شیء با یکدیگر انتزاع می‌شوند و جنبه اعتباری دارند. در ادامه، نسبت علت و معلول، وجوب علت نسبت به معلول، وجوب معلول نسبت به علت و همچنین رابطه دو معلولِ یک علت واحد بررسی می‌شود. سپس دیدگاه مشهور فلسفی با مبنای حکمت متعالیه مقایسه شده و آثار نظری اصالت وجود و ربط محض بودن معلول در تحلیل این مفاهیم توضیح داده می‌شود. حاصل بحث، روشن شدن مرز میان وجوب بالغیر و وجوب بالقیاس الی الغیر و جایگاه هر یک در نظام علیت است

تفاوت وجوب بالغیر و وجوب بالقیاس الی الغیر

1
  • درس یکصد و هشتاد و دوم

  • مفهوم بالغیر و بالقیاس الی الغیر (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • تنبیهٌ: وجوبُ العلةِ بالقیاسِ إلى وجودِ المعلولِ‌ عبارةٌ عن استدعائِه بحسبِ وجوبِه لها أن یکونَ هی مما وَجَبَ لها الوجودُ إما بنفسِها کما فی العلةِ الأولى أو بغیرِها.

  • فرق بالقیاس إلی الغیر با بالغیر

  • مرحوم آخوند در این تنبیه دو چیز ذکر می‌کنند: یکی مسئلۀ وجوب بالقیاس را و یکی مسئلۀ امتناع بالقیاس را و یکی هم مطلب امکان بالقیاس را و افتراق اینها با بالغیر.

  • یک‌وقت ما نظر به ذات شیء می‌کنیم و خود شیء را در ارتباط با شیء دیگر درنظر می‌گیریم. خود یک شیء فی‌حدنفسه اگر واجب بالذات نباشد، خودش فی‌حدنفسه، یا ممکن بالذات است یا ممتنع بالذات است. یعنی وصفی که بر خود شیء من حیث هو هو مترتب است، آن وصف، وصف نفسی خواهد بود، یعنی مربوط به خود ذات آن شیء است. حالا این یک جنبۀ اتصافش به یک وصف است. جنبۀ دیگر این است که وصفی که برای یک شیء هست، گرچه این وصف را از غیر دریافت کرده و غیر به او این وصف را اعطاء کرده اما درعین‌حال باز هم وصف خود شیء خواهد بود. باز وصف، وصف نفسی است. و آن در جایی است که جنبۀ ضرورت یا جنبۀ امتناع از ناحیۀ غیر به او افاضه بشود. یعنی یک ماهیتی که ممکن بالذات است، وجوب بالغیر پیدا بکند و این وجوب بالغیرش به‌واسطۀ تحقق علت تامه برای اوست که موجب می‌شود این واجب بشود. واقعاً ما به این شیء می‌گوییم: واجبٌ. چرا واجبٌ؟ به جهت اینکه وجود خارجی و وجود عینی او الان در خارج محقق است، این را ما نمی‌توانیم انکار کنیم. وقتی که یک ماهیتی وجود خارجی‌اش محقق است، پس وجوب او هم محقق است. چون وجوب عبارت است از تحقق یک حالتی برای ماهیت به‌واسطۀ اجتماع شرایط ضرورت برای او. این را می‌گوییم: وجوب. و وقتی که این شرایط مجتمع شد خواهی‌نخواهی وجود او هم متحقق خواهد شد، و قبل از وجود او وجوب او محقق خواهد شد. به‌واسطۀ وجوب، وجود خارجی هم در واقع هست. بناء‌علی‌هذا وجوبی که الان این دارد، این وجوب مال خود این شیء است. می‌گوییم: این ذات واجبٌ. لأیّ شیءٍ واجبٌ؟ لأنّه موجودٌ، چون موجودٌ فی الخارج. بنابراین می‌بایست متقدم بر وجود، وجوب داشته باشد. وجوب داشته باشد یعنی شرایط علیت برای تحققش تمام باشد. اینها مراتبی است که این به‌خود می‌گیرد.