اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

محال بودن امکان بالغیر در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت امکان ذاتی با علت و معلول

0
اسفار
اسفار

محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی پس از یادآوری تقسیم مواد ثلاث به وجوب، امکان و امتناع، به این پرسش می‌پردازد که آیا امکان نیز مانند وجوب و امتناع می‌تواند از ناحیه غیر به یک شیء افاضه شود یا نه. بحث از تحلیل حیثیات مختلف یک ماهیت آغاز می‌شود و سپس با بررسی قضایای منفصله و نقش آنها در استدلال فلسفی ادامه می‌یابد. در ادامه، تفاوت امکان ذاتی با وجوب و امتناع بالغیر تبیین شده و استدلال بر استحاله امکان بالغیر ارائه می‌شود. بخش مهم دیگری از جلسه به بررسی حقیقت عقل، نقد تقسیم عقل به عقل مستقل و عقل عرفی، و نسبت عقل و شرع در کشف احکام اختصاص دارد. حاصل بحث این است که امکان از لوازم ذات شیء است و نمی‌تواند همانند وجوب و امتناع از سوی غیر به آن اعطا شود.

محال بودن امکان بالغیر در فلسفه اسلامی

5
  • پس همین قوه‌ای که در من هست، به‌عنوان قوۀ ممیزۀ بین حق و باطل، همین قوه، قوۀ واحد است و همین قوه‌ای است که می‌گوید: ظلم حرام است و عدل واجب است. حالا سؤال من از شما این است که مثلاً اگر ما در شرع نداشتیم که زنای غیرمحصنه صد ضربه شلاق دارد، آیا عقل حکم به ظلم نمی‌کرد؟! عقل در اینجا حکم می‌کرد!

  • تلمیذ: در اینجا خودش را هم مذمت می‌کند.

  • استاد:‌ ظلم است دیگر. یعنی من‌باب‌مثال یک جوان با رضایت خودش، یک دختر یا یک زن هم با رضایت خودشان، هردو این عمل را در خارج انجام می‌دهند. دو امری است که با رضایت انجام گرفته بدون أیّ اکراهٍ و بلکه با تمام میل بوده است، نه‌تنها بدون أی اکراه بلکه حتی دنبال هم می‌کنند و از مرحلۀ‌ اکراه گذشته است! حالا این عقلی که ظلم را حرام می‌داند، آیا همین عقل حکم به این نمی‌کند که صد ضربه شلاق ظلم است؟! همین عقل حکم می‌کند! اگر ما در شرع نداشتیم، [عقل حکم به ظلم می‌کرد]. آیا متوجه شدید چه می‌خواهم بگویم؟! لابد در جریان مسائل هستید!

  • تلمیذ: تضاد بین حکم عقل و بین حکم شرع می‌شود.

  • استاد: نه، فعلاً نمی‌خواهیم بحث تضاد را مطرح کنیم، بحث تضاد در جای خودش مطرح خواهد شد که تضادی نخواهد بود. ولی فعلاً این مقدار می‌خواهم بگویم که اینکه الان شما دارید می‌گویید: صد ضربه شلاق یک مسئلۀ عقلایی است و صد ضربه شلاق یک مسئلۀ شرعی است، و آن عقلی مرجع و مدرک برای احکام فقهی است که آن عقل، عقل افلاطونی است و عقلی باشد که ملکۀ الهی است که خداوند آن عقل را برای تمییز بین حق و باطل قرار داده است، آن به‌عنوان مدرک برای استنباط احکام در کنار مدرکَین آخرَین قرار می‌گیرد، نه آن عقل عرفی که در او خطا هست و چه‌بسا لواط را هم در آن عقل جایز بشمرند. الآن قانونی که در کشورها و جاهای دیگر وضع می‌کنند، این را بلامانع می‌دانند و می‌گویند: چه اشکال دارد که دوتا مرد هستند و دل‌هایشان تمایل دارد که باهم باشند؟! از نظر عقلی و از نظر فکری چه دلیلی بر منع آنها هست؟! همان‌طور که حالا در خلافش هم هست. البته حالا شیوع هم پیدا کرده است و در آنجا به‌عنوان دو مسئله، یکی به‌عنوان هُموسِکشوالیته1 و در زن‌ها به‌عنوان لزبینیسم2 مطرح می‌کنند و خیلی جایز می‌دانند و بدون مانع می‌بینند و می‌گویند: چه اشکال دارد که دو نفر با هم باشند و بعد هم حالا برای اینکه بخواهند نسلی از آنها باشد یا نباشد خودشان به یک نحو و به یک طریقی بعداً بچه پیدا بکنند برای اینکه نسلشان معلوم باشد.

    1. . هم‌جنس‌گرایی: homosexual. (محقق)
    2. . هم‌جنس‌گرایی زنانه یا لِزبیَنیسم: Lesbianism. (محقق)