
استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی
بررسی نسبت امکان، وجوب و امتناع از دیدگاه آخوند
استحالۀ امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با شرح دیدگاه مرحوم آخوند، ابتدا تقسیم موجودات به واجب، ممکن و ممتنع را تبیین میکند و سپس تفاوت امکان با وجوب و امتناع را از جهت اقتضا و عدم اقتضا توضیح میدهد. در ادامه، حقیقت امکان ذاتی و منشأ انتزاع آن از ماهیت بررسی میشود و نسبت آن با امکان بالغیر مورد تحلیل قرار میگیرد. استاد با تکیه بر مباحث حیثیت واحده، منشأ انتزاع و اقسام قضایا نشان میدهد که امکان بالغیر در کنار امکان ذاتی قابل تحقق نیست؛ زیرا لازمه آن اجتماع دو امکان برای یک موضوع از یک جهت یا تبدیل اقتضای ذاتی شیء به وصفی مخالف با ذات آن است. حاصل بحث، اثبات استحالۀ امکان بالغیر و روشنشدن تفاوت آن با وجوب بالغیر و امتناع بالغیر در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه است.
استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی
4برهان مرحوم آخوند بر استحالۀ امکان بالغیر
با توجه به این نکته حالا ما باید ببینیم که آیا اصلاً در عالم تصور، این امکان بالغیر متصور است یا نه؟ امکان بالغیر یعنی چه؟ امکان بالغیر یعنی یک ذاتی فیحدنفسه، یا مقتضی [وجوب است یا امتناع و یا امکان]. چون گفتیم که هر موضوعی قبل از تعلق وصفی بر او خودش فیحدنفسه و فیذاته در حمل وجود یا آثار وجود بر او یکی از جهات ثلاث را دارد. چون قبل از اینکه غیر بیاید و برای او تکلیف تعیین کند خودش ذاتاً تکلیف خودش را تعیین میکند دیگر. منبابمثال این لیوانی که الان در دست من هست، قبل از اینکه شما در او یک مایعی بریزید و رنگ این لیوان به قرمزی یا سیاهی یا زردی تغییر پیدا کند، قبل از آن خود این لیوان باید ببینیم چه رنگی دارد؟ آیا خود این لیوان رنگش سفید است یا قرمز است یا سبز است؟ هر ذاتی قبل از اینکه از ناحیۀ غیر بخواهد وصفی برای او بیاید، یا وجوب یا امتناع یا امکان [بیاید]، باید ببینیم خودش ذاتاً فیحدذاته [چه اقتضایی دارد.] چون تقدم رتبی دارد. حمل یک وصف بهلحاظ وجود بر ذات یا آثار وجود، این تقدم اولوی و تقدم رتبی دارد بر حمل یک وصف بهلحاظ علل خارجی و شرایط خارجی. حالا خود این ذات فیحدنفسه، یا واجب است یا ممتنع است یا ممکن است. یعنی ذاتاً یا این ذات اقتضای وجود را برای خودش میکند مانند واجب الوجود، یا این ذات و موضوع اقتضای امتناع را برای خودش میکند مانند اجتماع نقیضین، یا اینکه این ذات لا اقتضاء است بالنسبه به ضرورت و یا بالنسبه به امتناع، این میشود ممکن بالذات.
برهانی که مرحوم آخوند در اینجا دارند اقامه میکنند این است که میگویند: اولاً بلا اول خود این ذات فیحدنفسه باید تکلیفش را روشن کنیم که این ذات فیحدنفسه اول چه اقتضایی دارد؟ آیا اقتضاء ضرورت ثبوت را دارد مانند واجب الوجود؟ آیا اقتضاء ضرورت عدم را دارد مانند شریک الباری و ممتنع الوجود؟ و آیا لا اقتضاء است بالنسبه به هر دو که میشود ممکن الوجود و ممکن بالذات؟
