اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی

بررسی نسبت امکان، وجوب و امتناع از دیدگاه آخوند

13٬997
اسفار

استحالۀ امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با شرح دیدگاه مرحوم آخوند، ابتدا تقسیم موجودات به واجب، ممکن و ممتنع را تبیین می‌کند و سپس تفاوت امکان با وجوب و امتناع را از جهت اقتضا و عدم اقتضا توضیح می‌دهد. در ادامه، حقیقت امکان ذاتی و منشأ انتزاع آن از ماهیت بررسی می‌شود و نسبت آن با امکان بالغیر مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تکیه بر مباحث حیثیت واحده، منشأ انتزاع و اقسام قضایا نشان می‌دهد که امکان بالغیر در کنار امکان ذاتی قابل تحقق نیست؛ زیرا لازمه آن اجتماع دو امکان برای یک موضوع از یک جهت یا تبدیل اقتضای ذاتی شیء به وصفی مخالف با ذات آن است. حاصل بحث، اثبات استحالۀ امکان بالغیر و روشن‌شدن تفاوت آن با وجوب بالغیر و امتناع بالغیر در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه است.

استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی

توضیحات:

استحالۀ امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی با شرح دیدگاه مرحوم آخوند، ابتدا تقسیم موجودات به واجب، ممکن و ممتنع را تبیین می‌کند و سپس تفاوت امکان با وجوب و امتناع را از جهت اقتضا و عدم اقتضا توضیح می‌دهد. در ادامه، حقیقت امکان ذاتی و منشأ انتزاع آن از ماهیت بررسی می‌شود و نسبت آن با امکان بالغیر مورد تحلیل قرار می‌گیرد. استاد با تکیه بر مباحث حیثیت واحده، منشأ انتزاع و اقسام قضایا نشان می‌دهد که امکان بالغیر در کنار امکان ذاتی قابل تحقق نیست؛ زیرا لازمه آن اجتماع دو امکان برای یک موضوع از یک جهت یا تبدیل اقتضای ذاتی شیء به وصفی مخالف با ذات آن است. حاصل بحث، اثبات استحالۀ امکان بالغیر و روشن‌شدن تفاوت آن با وجوب بالغیر و امتناع بالغیر در دستگاه فلسفی حکمت متعالیه است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

استحالۀ امکان بالغیر و تبیین امکان ذاتی در فلسفه اسلامی

10
  • یعنی ذات علت برای امکان نیست. علت، علت برای اتصاف معلول به یک وصفی است. یعنی وقتی که یک ماهیتی از ناحیۀ علت وجوب پیدا بکند آیا این وجوبش را خودش آورده یا علت به او عنایت کرده است؟ علت عنایت کرده است. علت فاعلی می‌آید و این زید و این ماهیت را موجود می‌کند و به‌واسطۀ موجودیت به او وجوب می‌دهد. منتها وجوبش را می‌گوییم: وجوب بالغیر. وجوب بالغیر یعنی غیر که علت است اقتضا می‌کند وجوب را برای زید. خود این زید اقتضا نمی‌کند. اقتضاء را معمولاً اصطلاحاً در ناحیۀ علت می‌آورند. ولی خود ماهیت ذات، خودش فی‌حد‌نفسه بدون اینکه اقتضا بکند کفایت می‌کند. نمی‌گویند: اقتضا می‌کند بلکه می‌گویند: کفایت می‌کند، یعنی نیازی به شیء دیگر ندارد، احتیاجی ندارد تا اینکه خودش را متلبس به لباس امکان بکند. این را می‌گوییم: معنای کفایت و آن را می‌گوییم: معنای اقتضاء. بدون اینکه این ذات اقتضا بکند. چون ذات معنی ندارد که علت برای آن بشود. ذات زید که علت برای ثبوت امکان نیست، اصلاً لا علة است، چیزی نیست! چون ماهیت اصلاً نمی‌تواند علت باشد. علت همیشه، علت وجود است، ماهیت که نمی‌تواند علت باشد.

  • و مِن المستحیلاتِ أن یکونَ إمکانٌ واحدٌ مستندًا إلى الذاتِ بالمعنى المذکورِ و إلى الغیرِ جمیعًا کما مَرَّ فی الوجوبِ مِن أنّه لو کان بالذاتِ لم یکن بالغیرِ و لو کان بالغیرِ لم یکن بالذاتِ.

  • «و یکی از آن مسائل مستحیلات است اینکه یک امکان (حالا بحث دو امکان می‌آید) مستند به ذات باشد به همین معنایی که گفتیم که ذات کفایت بکند برای حمل امکان بر خودش. و همین‌طور این امکان مستند به غیر باشد، یعنی هر دو. یعنی یک امکان به دو لحاظ لحاظ بشود. همان‌طور که در وجوب قبلاً گفتیم. (ممکن است یک ذات فی‌حدنفسه کفایت بکند برای حمل وجوب بر خودش مانند باری تعالی، و از ناحیۀ غیر هم باز واجب باشد یعنی بالقیاس الی الغیر که در ناحیۀ معلول است. از ناحیۀ معلول باید ذات باری هم معلول باشد چون اگر معلول می‌خواهد باشد باید علت هم وجود داشته باشد.) همین‌طور در وجوب هم همین معنی را گفتیم که اگر وجوب بالذات باشد، این دیگر وجوب بالغیر نمی‌شود. (بله، بالقیاس الی الغیر می‌شود همان‌طور که گفتیم ولی بالغیر نمی‌شود.) اگر وجوب از ناحیۀ غیر به یک ماهیتی افاضه بشود که ماهیات ممکنه باشد، دیگر این وجوب بالذات نمی‌تواند باشد، خود این ذات اقتضای وجوب را نمی‌کند.»

/ 260