اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

بررسی سلب نسبت، لااقتضاء و معنای امکان ماهوی

14٬014
اسفار

استحالۀ امکان بالغیر و معنای امکان، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به تبیین معنای امکان نزد مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد و امکان را حاصل سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم معرفی می‌کند. سپس با بررسی دقیق اقسام قضایا، به‌ویژه سالبه محصله، سالبه المحمول و موجبه معدوله، نقش سلب و نسبت میان موضوع و محمول را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که سلب در قضایای سالبه ناظر به واقع خارجی است، نه نابودی نسبت در ظرف ذهن. در ادامه، دیدگاه مرحوم سبزواری درباره تفاوت اقسام قضایا بررسی شده و اشکال‌های آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به نقد اشکال نخست علامه طباطبایی بر کلام آخوند اختصاص دارد و این پرسش را بررسی می‌کند که آیا تفسیر امکان به لااقتضاء موجب از بین رفتن جهت و ماده قضیه می‌شود یا خیر.

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

توضیحات:

استحالۀ امکان بالغیر و معنای امکان، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به تبیین معنای امکان نزد مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد و امکان را حاصل سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم معرفی می‌کند. سپس با بررسی دقیق اقسام قضایا، به‌ویژه سالبه محصله، سالبه المحمول و موجبه معدوله، نقش سلب و نسبت میان موضوع و محمول را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که سلب در قضایای سالبه ناظر به واقع خارجی است، نه نابودی نسبت در ظرف ذهن. در ادامه، دیدگاه مرحوم سبزواری درباره تفاوت اقسام قضایا بررسی شده و اشکال‌های آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به نقد اشکال نخست علامه طباطبایی بر کلام آخوند اختصاص دارد و این پرسش را بررسی می‌کند که آیا تفسیر امکان به لااقتضاء موجب از بین رفتن جهت و ماده قضیه می‌شود یا خیر.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

9
  • پس فرق بین سالبۀ محصَّله از این نقطه نظر با موجبۀ سالبة المحمول محل نظر است. فرق بین این دو چیست؟ خب چه فرقی کردند؟! چه شما بگویید که «لیس زید بقائمٍ» یا اینکه بگویید: «زید لیس بقائمٍ». فرقش این است که چه در قضیّۀ سالبة المحمول و چه در قضیۀ سالبة الموضوع، ما نظر فقط به آن منفی داریم، به آن شیء دیگر ما نظر نداریم. ما در قضیّۀ سالبۀ محصَّله فقط نظر به سلبِ نسبت بین هر دو داریم، می‌گوییم که «لیس زید بقائمٍ»، سواءٌ اینکه حالا زید هست و قائم نیست و سواءٌ اینکه قائم بنا بر فرمایش ایشان اصلاً زیدی نیست، به انتفاء موضوع است که به او می‌گوییم: سالبة الموضوع. یا اصلاً زیدی نیست که قائم باشد. ما به هیچ کدام اصلاً نظر نداریم. ما به ارتباط بین این دو نظر داریم و این ارتباط را از میان برمی‌داریم، تمام شد و رفت!

  • اما در قضیّۀ سالبة المحمول می‌خواهیم بگوییم: زید هست. دفع سالبة الموضوع را می‌خواهید بکنید. خیال نکنید که زید نیست، زید هست، زیدٌ بما هو موجودٌ این زید لیس بقائمٍ، این قائم نیست. پس ما در اینجا داریم نفی یک صفت را از زید موجود می‌کنیم. در نحو سالبة الموضوع می‌خواهیم این را بگوییم: «لیس زیدٌ بقائمٍ»، ما می‌خواهیم بگوییم: آن شخصی که قائم است او زید نیست. در سالبة الموضوع می‌خواهیم بگوییم که قائمی وجود دارد، مُسندی وجود دارد، مسندالیه‌اش آن که شما خیال می‌کنید نیست. اثبات مسند و نفی مسندٌ‌الیه است. در اینجا اثبات محمول و نفی موضوع‌ است. قائمی که شما خیال می‌کنید هست، آن قائم، زید جزو آنها نیست. پس نفی زید را می‌کنیم نه نفی قیام را. زید نیست که متصف به قائم باشد. آن قائم کس دیگر است. این در اینجا سالبة الموضوع است. ما باید بدانیم که در کجا چه نفیی به‌کار می‌بریم و چه عبارتی را به‌کار می‌بریم. بنا بر تعابیر و بنا بر اعتبارات، نفی‌های ما هم مختلف خواهد بود. این فرق بین سالبۀ محصَّله و بین سالبة المحمول است.

/