اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

بررسی سلب نسبت، لااقتضاء و معنای امکان ماهوی

0
اسفار
اسفار

استحالۀ امکان بالغیر و معنای امکان، محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا به تبیین معنای امکان نزد مرحوم آخوند خراسانی می‌پردازد و امکان را حاصل سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم معرفی می‌کند. سپس با بررسی دقیق اقسام قضایا، به‌ویژه سالبه محصله، سالبه المحمول و موجبه معدوله، نقش سلب و نسبت میان موضوع و محمول را تحلیل می‌کند و نشان می‌دهد که سلب در قضایای سالبه ناظر به واقع خارجی است، نه نابودی نسبت در ظرف ذهن. در ادامه، دیدگاه مرحوم سبزواری درباره تفاوت اقسام قضایا بررسی شده و اشکال‌های آن مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. بخش پایانی جلسه به نقد اشکال نخست علامه طباطبایی بر کلام آخوند اختصاص دارد و این پرسش را بررسی می‌کند که آیا تفسیر امکان به لااقتضاء موجب از بین رفتن جهت و ماده قضیه می‌شود یا خیر.

استحالۀ امکان بالغیر و نقد اشکال علامه طباطبایی

1
  • درس یکصد و هشتاد و پنجم

  • دلیل استحالۀ امکان بالغیر (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • مرحوم آخوند در معنای امکان فرمودند که امکان عبارت است از جمع بین دو سلب، سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم. از جمع بین این دو یک معنایی متولّد می‌شود که آن معنی لا اقتضاء ماهیت است بالنسبه به وجود و به عدم. این معنی، معنای امکان است.

  • سلب به‌معنای نفیِ ربط مربوط به خارج است نه وعاء ذهنی

  • حاجی سبزواری در حاشیه‌ای که همین‌جا در ذیل این مطلب دارد، این کلام مرحوم آخوند را شرح می‌دهد که البته به‌نظر می‌رسد که روی مطلب ایشان یک نظری بشود. ایشان می‌فرماید که ما سه نوع سلب داریم، همان‌طور که خود مرحوم آخوند فرمودند. یک قضیّه به‌نام سالبۀ محصِّله داریم یا سالبه محصَّله بنا بر بعضی از تعابیر. محصِّله یعنی تحصیل می‌کند همان معنای سلبی را، محصَّله یعنی آن معنای سلبی در او محقّق است. این قضیّۀ سالبۀ محصَّله یا محصِّله عبارت است از قضیّۀ سلب بسیط که فقط برای قطع رابطۀ بین محمول و بین موضوع در قضیه مورد استفاده قرار می‌گیرد. قضیّۀ دومی که داریم به‌نام قضیّۀ سالبة المحمول است یا به‌عبارتی دیگر سالبة الموضوع. دو مسئله در اینجا هست. و قضیۀ سوم به‌نام قضیۀ معدوله، یعنی قضیّۀ موجبۀ معدوله. در قضیّۀ سالبۀ محصَّله صحبت در این است که سلب و آن حرف سلب می‌آید و نسبت بین موضوع و محمول را برمی‌دارد. حالا معنای اینکه این نسبت را برمی‌دارد چیست؟ معنای اینکه نسبت را برمی‌دارد این نیست که قضیّۀ ما خودش دیگر نسبت ندارد. اگر قضیۀ ما نسبت نداشته باشد دیگر دراین‌صورت قضیّه‌ای تشکیل نمی‌شود. معنایش حکایت و نظر به خارج از قضیّه است و خارج از حیطۀ ذهن. یعنی مثلاً این زید و کاتبی که الآن در ذهن به‌عنوان یک قضیّۀ موجبه تحقّق پیدا کرده‌اند و حکایت از یک واقعۀ خارجی می‌کنند، این حرف سلب می‌آید و آن واقعیّت خارجی را نفی می‌کند و این به این معنی نیست که بین این دو نسبت وجود ندارد. اگر نسبت وجود نداشت که اینها مفردات بودند، دیگر اینها قضیّه نبودند. و این نکته، نکتۀ دقیقی است که در اشکال مرحوم علامه طباطبائی به آخوند این مسئله در آنجا می‌آید که می‌گوییم: اشکال وارد نیست.