
نقد برهان استحاله امکان بالغیر و تبیین حقیقت امکان ذاتی
بررسی علیت ماهیت، توارد علتین و لوازم ذاتی
امکان ذاتی و امکان بالغیر محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا دیدگاه کسانی را بررسی میکند که امکان ذاتی را از لوازم ماهیت و معلول اقتضای ذات میدانند و بر همین اساس برای استحاله امکان بالغیر به برهان توارد دو علت مستقل بر یک معلول و نیز انقلاب ذاتیات استناد میکنند. سپس پاسخهای مطرحشده به این برهان را توضیح میدهد و نشان میدهد که دخالت غیر در تحقق امکان، با ذاتی بودن امکان سازگار نیست. در ادامه با تبیین حقیقت ماهیت بهعنوان فقر محض و فاقد هرگونه فعلیت، روشن میشود که ماهیت از خود هیچ اقتضایی ندارد و نمیتواند علت امکان یا هیچ وصف دیگری باشد. حاصل بحث، تبیین دقیق معنای امکان ذاتی و نقد مبنای کسانی است که برای ماهیت نوعی اقتضا و علیت نسبت به امکان قائلاند.
نقد برهان استحاله امکان بالغیر و تبیین حقیقت امکان ذاتی
2این هیولا خودش اصلاً أمرٌ مبهمٌ، اگرچه له واقعیة ٌ خارجیة ٌ ولی أمرٌ مبهمٌ که تحصّل ندارد، الا اینکه تحصلش به تحصل صورت است. صورت باید منضم به هیولا بشود تا اینکه یک موضوع خارجی که اعراض بر او حمل بشود بتواند در آنجا قیام پیدا بکند، [یعنی] آن هیولا و آن شیء خارجی؛ مثل اینکه فرض کنید الان مادهای در این کتاب هست که این ماده از چوب گرفته شده است تا بهصورت این کاغذها در آمده، آن مادهای که از چوب گرفته شده یک هیولایی است، تازه آن هم یک صورتی دارد، یک صورت نوعیهای دارد که آن صورت نوعیهاش در قالب اعراض تغییر و تبدل پیدا میکند، اما آن حقیقت جوهری خودش تغییر پیدا نمیکند. حتی آن مادهای که در چوب هست خود او یک هیولایی دارد. و ما به این مطلب میرسیم که در کل عالم جواهر و اعراض در عالم ماده یک هیولای مبهمهای هست که از او به استعداد محض و به قوۀ محض تعبیر میکنند. هر صورتی که بر او پوشانده بشود، این صورت فصل ممیّز برای خروج آن هیولا از استعداد به فعلیّت است. حالا که آن ماده تشکیل شد، از اجتماع آن ماده، مواد مختلف تشکیل خواهد شد. این عناصر مختلفی که در عالم وجود دارد، تمام این عناصر زاییده و پدیدۀ صورتگیری آن هیولا است، آن هیولا وقتی که صورت میگیرد، به 120 عنصر تقسیم میشود و بعد، از اجتماع آن عناصر انواع مختلفه بهوجود میآید، این برگشتش به هیولای مبهم است. از این نقطه نظر اشکالی وجود ندارد.
پس ممکن است که یک علت عبارت باشد از یک امر مستقل و مبهمی که قابل اشارۀ حسیه برای آن شیء نباشد، و او ترکیبی است از علت فاعلی و علت مادی و صوری و غایی، با معیت شرایط و اجزاء و با معیت امور دیگری که خارج از اینها هست. این بحث از این نقطه نظر تمام میشود.
