اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی

بررسی اشکال ارتفاع نقیضین در مسئله امکان

0
اسفار
اسفار

حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تفاوت میان ذاتیات ماهیت و عوارضی را که از ناحیه وجود خارجی بر ماهیت حمل می‌شوند توضیح می‌دهند و نشان می‌دهند که ماهیت در مرتبه ذات خود تنها با ذاتیاتش سنجیده می‌شود. سپس با مثال‌هایی از مفاهیم ذهنی و مصادیق خارجی، مرز میان ماهیت من حیث هی و ماهیت به لحاظ وجود را روشن می‌کنند. در ادامه اشکال معروفِ لزوم حمل امکان بر ماهیت از راه امتناع ارتفاع نقیضین مطرح و تحلیل می‌شود. استاد توضیح می‌دهند که این اشکال از خلط میان احکام وجود و احکام ماهیت پدید آمده است و قواعد اجتماع یا ارتفاع نقیضین در این مقام قابل تطبیق نیست. حاصل بحث روشن شدن جایگاه امکان ذاتی و تفاوت آن با ذاتیات ماهیت و عوارض وجودی است.

حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی

3
  • و ما باید تشخیص و تمیز بین عارض بر ماهیت به‌لحاظ وجود خارجی و عارض بر ماهیت به‌لحاظ نفس ماهیت را بدهیم. گاهی از اوقات ما عوارضی را بر ماهیت من حیث هی داریم بدون توجه به امر خارجی، یعنی همین‌که شما یک ماهیتی را در نظر می‌گیرید بالاخره این ماهیت یک امتیازی با ماهیت‌های دیگر دارد. من‌باب‌مثال وقتی که مولا به عبدش می‌گوید: «ایتنی بماء»، این «ایتنی بماء» با «ایتنی بخبز» تفاوت می‌کند. حالا کاری به آن ماء خارجی نداریم. اوّلاً بلا اوّل و ابتدائاً اگر مولا بگوید: «ایتنی بماء» و بعد بگوید: «ایتنی بخبز»، این عبد در تصور ذهنی خودش دو ماهیت مختلف را احساس می‌کند. بعد به‌دنبال وجود خارجی او می‌رود و آن یک مطلب دیگری است. آیا در وجود خارجی موفق به وجدان آن ماء یا وجدان خبز می‌شود یا نه؟ یا به شوارع می‌رود و تفحص می‌کند و می‌آید به مولا می‌گوید: من تمام شوارع را تفحص کردم دکان خبازی پیدا نکردم، خب این از خبز. می‌گوید: خب آبت کجاست؟! می‌گوید: والله رفتم دیدم قحطی شده و تمام شیرها بسته است، آبی هم که قرار بوده برای قم بکشند نکشیدند و خراب کردند و آب در سد مانده و آب شیرینی هم پیدا نکردیم و همین آب شور را میل بفرمایید با این‌همه مخارجی پرداخته‌اید! اما یک‌وقت عبد می‌آید و آب خارج را پیش مولا می‌آورد و می‌گوید: این یک لیوان آب و این یک خبز! مولا می‌گوید: این خبزش که نپخته و خام است! این آب هم که شور است، این آب آن‌طور که باید و شاید نیست!

  • بحث بر سر این است که قبل از اینکه شما بخواهید به‌دنبال وجود خارجی بروید آیا این دو ماهیت را تصور کردید یا نکردید؟! این تصور دو ماهیت دلیل بر این است که اصلاً وجود خارجی در تصور ماهیت دخیل نیست، چون اولاً بلا اول آن عبد این تصور را می‌کند بعد به‌دنبال وجود خارجی‌اش می‌رود. تا تصور نکند خب چرا به‌جای آب به‌دنبال دوغ نرفت؟! چرا به‌جای آب به‌دنبال سرکه‌شیره نرفت؟! اینکه الان تصور ماء را می‌کند، این تصور ماء دال بر این است که بین صورت ذهنیه و صورت علمیۀ ماء با وجود خارجی ماء تفاوةٌ بین المشرق و المغرب. اینجاست که [حمل] آن ذات و ذاتیات ماهیت بر ماهیت من حیث هی هی صادق است؛ چه عبد بخواهد و چه عبد نخواهد آن ذات و ذاتیات ماهیت بر ماهیت حمل می‌شود. وقتی که مولا بگوید: «ایتنی بماء»، این «ایتنی بماء» منع می‌کند از تمام ماهیت‌های دیگر، «ایتینی بخبز»، «ایتنی بفاکهة»، «ایتنی برمّان»، «ایتنی بتفاح»، تمام این «ایتنی ایتنی»‌ها را دفع می‌کند و فقط یک ذات و ذاتیات خاصی را که بر خود آن ماهیت من حیث هی هی مترتب است آن را فقط باقی می‌گذارد. حالا در عالم خارج اصلاً رمان هست یا اصلاً فصل رمان نیست، آن بحث یک بحث دیگر است. خود این ماهیت [منظور است].