اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی

بررسی اشکال ارتفاع نقیضین در مسئله امکان

0
اسفار
اسفار

حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تفاوت میان ذاتیات ماهیت و عوارضی را که از ناحیه وجود خارجی بر ماهیت حمل می‌شوند توضیح می‌دهند و نشان می‌دهند که ماهیت در مرتبه ذات خود تنها با ذاتیاتش سنجیده می‌شود. سپس با مثال‌هایی از مفاهیم ذهنی و مصادیق خارجی، مرز میان ماهیت من حیث هی و ماهیت به لحاظ وجود را روشن می‌کنند. در ادامه اشکال معروفِ لزوم حمل امکان بر ماهیت از راه امتناع ارتفاع نقیضین مطرح و تحلیل می‌شود. استاد توضیح می‌دهند که این اشکال از خلط میان احکام وجود و احکام ماهیت پدید آمده است و قواعد اجتماع یا ارتفاع نقیضین در این مقام قابل تطبیق نیست. حاصل بحث روشن شدن جایگاه امکان ذاتی و تفاوت آن با ذاتیات ماهیت و عوارض وجودی است.

حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی

4
  • این مبنا و این مطلبی را که مرحوم آخوند ذکر کردند اگر به این مطلب توجه بشود اصلاً جا برای این دو اشکال باقی نمی‌ماند! این دو اشکال چیست؟ این دو اشکال این است که اینها می‌گویند: خب جناب آخوند، شما می‌فرمایید که ماهیت من حیث هی هی همۀ سلوب بر آن صادق است؛ همۀ سلب‌ها به‌عنوان سلب تحصیلی نه به‌عنوان سلب ثبوتی یا موجبۀ معدوله. یعنی سلب بر ثبوت نرفته، سلب به‌عنوان نفی علقه بین موضوع و بین محمول که سالبه سالبۀ محصَّله است یا به‌قول بعضی‌ها محصِّله که تحصیل معنای سلبی را می‌کند. به این عنوان الان سلب به این ماهیت تعلّق گرفته است. وقتی که این‌طور باشد ما در اینجا می‌گوییم: این امکان که شما با مبنای خودتان از ذاتیات ماهیت سلب کردید و ذات ماهیت را اعلای از حمل امکان بر او قرار دادید و گفتید: امکان بر ماهیت حمل نمی‌شود، این را ما در اینجا جزو ماهیت و جزو جوهریات و ذاتیات ماهیت می‌دانیم. به این مبنا که می‌گوییم: امکان عبارت است از سلب ضرورت وجود، و همۀ سلوب بر ماهیت صادق است پس امکان به‌عنوان سلب ضرورت وجود یا سلب ضرورت امتناع، آن بر ماهیت صادق است، و هر چیزی که بر ماهیت صادق است باید ذاتی این ماهیت و جزو جوهریاتش باشد. یعنی صدق یک محمول بر یک موضوع لازمه‌اش این است که این محمول، ذاتیات آن موضوع باشد والاّ صادق نیست.

  • همین‌جا شما می‌توانید مچش را بگیرید و بگویید: شما که می‌گویید: هر محمولی که بر موضوع می‌خواهد صادق باشد باید جزو ذاتیاتش باشد، چه کسی گفته است؟! ما کتابت را بر انسان حمل می‌کنیم درحالی‌که کتابت از ذاتیات انسان نیست، ما شاعر را بر انسان حمل می‌کنیم می‌گوییم: هو شاعرٌ، درحالتی‌که شاعر جزو ذاتیات نیست. این مسئله که هر چیزی که بر یک چیز دیگر صادق آید و عارض بر چیز دیگر بشود باید جزو این ذاتیات باشد این مسئله محل اشکال است.