
حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی
بررسی اشکال ارتفاع نقیضین در مسئله امکان
حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا تفاوت میان ذاتیات ماهیت و عوارضی را که از ناحیه وجود خارجی بر ماهیت حمل میشوند توضیح میدهند و نشان میدهند که ماهیت در مرتبه ذات خود تنها با ذاتیاتش سنجیده میشود. سپس با مثالهایی از مفاهیم ذهنی و مصادیق خارجی، مرز میان ماهیت من حیث هی و ماهیت به لحاظ وجود را روشن میکنند. در ادامه اشکال معروفِ لزوم حمل امکان بر ماهیت از راه امتناع ارتفاع نقیضین مطرح و تحلیل میشود. استاد توضیح میدهند که این اشکال از خلط میان احکام وجود و احکام ماهیت پدید آمده است و قواعد اجتماع یا ارتفاع نقیضین در این مقام قابل تطبیق نیست. حاصل بحث روشن شدن جایگاه امکان ذاتی و تفاوت آن با ذاتیات ماهیت و عوارض وجودی است.
حمل عوارض و ذاتیات بر ماهیت من حیث هی و نسبت آن با امکان ذاتی
5تلمیذ: اگر منهای وجود تصور شود، ماهیت بما هی ماهیت.
استاد: ما هم داریم من حیث هی میگوییم.
تلمیذ: شما میفرمایید: انسان کاتب، این کاتب یعنی انسان موجود.
استاد: نه، ما داریم از ماهیت من حیث هی هی بحث میکنیم. ماهیت من حیث هی هی چه کسی گفته: کاتب است؟! ما کاتبی را اگر بر ماهیت حمل کنیم، بهلحاظ وجود است، پس بدون قید حیثیت است. من حیث هی نیست بلکه بهلحاظ وجود خارجی است. این ماهیت زید بهلحاظ وجود خارجی کاتبٌ، شاعرٌ، فقیهٌ، عالمٌ، اصولیٌ و همه چیز است. ولی صحبت در این است که این ماهیتی که الان بهلحاظ وجود خارجی عالم است، یک وقتی عالم نبود خب باز هم زید بود، یک وقتی این زید فقیه نبود ولی باز هم زید بود. معلوم میشود این عوارضی که الان بر این ماهیت حمل شده است این عوارض بهلحاظ وجود خارجی است، اما اگر ما این ماهیت را معرّای از وجود خارجی و مخلاّی از وجود خارجی تصور کنیم لیس بشاعرٍ و کاتبٍ و أسودَ و أبیضَ، تمام این خصوصیات خارجی از این ماهیت سلب میشود.
تلمیذ: در آن فرض من حیث هی اگر چیزی بر آن محمول حمل شد حتماً از ذاتیاتش است دیگر.
استاد: بله، درست است اگر من حیث هی باشد. حتماً از ذاتیات باید باشد. ولی صحبت در این است که این آقایان از باب امتناع ارتفاع نقیضین بر این قضیه به مرحوم آخوند اشکال وارد کردهاند گفتهاند: شما میگویید که ضرورت بر ماهیت صدق نمیکند، یعنی ماهیت زید یصحّ سلبُ الضرورة عنه، میگوییم: درست است. ماهیت زید لیس بضروریةِ الوجود، میگوییم: صحیحٌ. ماهیت زید لیس بضروریة العدم، میگوییم: صحیحٌ. پس وقتی که مدخول سلب که ضرورت و امتناع باشد بر ماهیت صدق نکند، از باب امتناع ارتفاع نقیضین، سلب این مدخول باید بر ماهیت صدق کند. از این باب وارد شدهاند. البته این مطلب در لابلای مطالب مرحوم آخوند منطوی است. یعنی بالاخره در عالم واقع و در نفس الامر، یا یک شیئی صادق است بر یک شیئی یا سلبش صادق است. وقتی که میگویند: این کتاب بیاض است، یا بیاض بر این کتاب صادق است میشود کتابٌ أبیضُ، یا سلب بیاض صادق است. اما اگر فرض کنید که هم بیاض بر این کتاب منتفی باشد و مسلوب باشد و هم سلبِ سلب بیاض بر این کتاب صادق باشد این لازمهاش ارتفاع نقیضین است. بیاض و عدم بیاض نقیضین است، سواد و عدم سواد نقیضین است؛ نه بین سواد و بیاض بلکه بین سواد و عدم سواد، بین بیاض و عدم بیاض، بین ثقل و عدم ثقل، بین فقه و عدم فقه. نه بین فقه و اصول و بین فقه و فلسفه. بین یک شیء و عدم او این نقیضین هست.
