
حمل امکان بر ماهیت و تفاوت آن با عوارض وجود
پاسخ به اشکال ذاتی بودن امکان برای ماهیت
حمل امکان بر ماهیت و تفاوت آن با عوارض وجود محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بحث ماهیت من حیث هی، اشکال واردشده بر کلام مرحوم آخوند را بررسی میکنند که اگر سلب ضرورت از ماهیت صحیح باشد، آیا امکان باید از ذاتیات ماهیت به شمار آید یا نه. در این مسیر، تفاوت میان ذاتیات باب ایساغوجی، لوازم باب برهان و عوارضی که تنها پس از تحقق وجود خارجی بر ماهیت حمل میشوند تبیین میگردد. سپس نسبت امکان، ضرورت و امتناع با ماهیت روشن شده و تفاوت «لحاظ وجود» با «به شرط وجود» مورد تحلیل قرار میگیرد. در پایان نیز منشأ اشتباه مستشکل در خلط میان حمل اولی و حمل شایع و همچنین میان احکام ماهیت و احکام وجود توضیح داده میشود.
حمل امکان بر ماهیت و تفاوت آن با عوارض وجود
4تلمیذ: .... .
استاد: آیا شما وجود خارجی انسان را ملاحظه میکنید؟
تلمیذ: نه، اصلاً انسانی نباشد.
استاد: اگر انسانی نباشد اصلاً سفیدی و... دیگر معنی ندارد.
تلمیذ: یعنی اگر وجود پیدا کرد، یکی از اینها میشود.
استاد: این میشود بهشرط وجود دیگر. ولی فرض ما این است که ... .
تلمیذ: آنجا هم این است که اگر چنانچه [وجود پیدا بکند].
استاد: اگر وجود پیدا بکند که دیگر امکان معنی ندارد، آن دیگر وجوب است. ما امکان و ضرورت و امتناع را قبل از وجود برای ماهیت تصور میکنیم. فرض کنید که ما در ذهن خودمان یک نقشهای از ساختمان را تصور میکنیم، هنوز نه آجری هست و نه آهنی و نه هیچ چیز دیگری، میگوییم: آیا این نقشهای که ما در ذهن تصور کردهایم ممکن الوجود است یا ممتنع الوجود؟ شما میگویید: این نقشه با این خصوصیات ممتنع الوجود است چون در این نقشه اشکال هست.
تلمیذ: بهلحاظ وجود یا عدم است؟
استاد: پس بهلحاظ وجود با بهشرط وجود دوتا است.
تلمیذ: بله، ولی میخواهم بگویم: به همان معنی هم باز انسان به لحاظ وجود، یا سیاه است یا غیر سیاه.
استاد: دیگر «بهلحاظ» نمیتوانیم بگوییم. وقتی انسان را میگوییم به لحاظ وجود، یعنی ما در تصور انسان دیگر هیچ جهتی را غیر از وجود تصور نمیکنیم.
تلمیذ: یعنی تلبس وجود لازم نیست.
استاد: لازم است! ببینید اینکه ما میخواهیم بگوییم: ماهیت انسان، منباب مثال ماهیت زید، این ماهیت زید سفید است یا سیاه است یا نژادش زرد است یا امثالذلک. کی ما میتوانیم بگوییم: زیدٌ أبیضٌ؟ وقتی که وجود پیدا بکند، آن موقع ما میتوانیم بگوییم: أبیضٌ. ولی بحث در این است که امکان، وصفی است که هنوز وجود پیدا نکرده ما به این زید میگوییم. یعنی به لحاظ وجود، قبل از اینکه بخواهد وجود پیدا بکند الان متّصفٌ بالامکان. ولی این زید، کی متّصف به بیاض میشود؟ وقتی که وجود خارجی پیدا بکند. بله، اینطور میتوانیم بگوییم که زید ممکن است بیاض بشود، ممکن است رنگش زرد بشود، ولی نهاینکه [الان متصف است بلکه] ممکن است بشود. یعنی بیاضیت را بعد از فرض وجود بر این زید حمل میکنیم. ولی بحث این است که ما امکان را قبل از اینکه زید بخواهد در خارج وجود پیدا بکند بر او حمل میکنیم، الان این ماهیت ما همین الان متصفٌ بالامکان.
