اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حمل امکان بر ماهیت و تفاوت آن با عوارض وجود

پاسخ به اشکال ذاتی بودن امکان برای ماهیت

0
اسفار
اسفار

حمل امکان بر ماهیت و تفاوت آن با عوارض وجود محور اصلی این جلسه است. آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در ادامه بحث ماهیت من حیث هی، اشکال واردشده بر کلام مرحوم آخوند را بررسی می‌کنند که اگر سلب ضرورت از ماهیت صحیح باشد، آیا امکان باید از ذاتیات ماهیت به شمار آید یا نه. در این مسیر، تفاوت میان ذاتیات باب ایساغوجی، لوازم باب برهان و عوارضی که تنها پس از تحقق وجود خارجی بر ماهیت حمل می‌شوند تبیین می‌گردد. سپس نسبت امکان، ضرورت و امتناع با ماهیت روشن شده و تفاوت «لحاظ وجود» با «به شرط وجود» مورد تحلیل قرار می‌گیرد. در پایان نیز منشأ اشتباه مستشکل در خلط میان حمل اولی و حمل شایع و همچنین میان احکام ماهیت و احکام وجود توضیح داده می‌شود.

حمل امکان بر ماهیت و تفاوت آن با عوارض وجود

1
  • درس یکصد و نودم

  • حمل عوارض و ذاتیات ماهیات بر ماهیات (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بسم الله الرحمن الرحیم

  • إزالةُ ریبٍ:

  • و حیثُ یَنکشِفُ لک مِن ذی قبلٍ فی مباحثِ الماهیةِ فائدةُ تقدیمِ السلبِ علىٰ من حیث هی هی فی قولِنا: الماهیةُ لیست مِن حیث هی إلا هی حتى تعودَ الحیثیةُ جزءًا مِن المحمولِ‌ و یکونَ السلبُ واردًا علَى الثبوتِ مِن تلک الحیثیةِ لا أن یُؤَخّرَ حتى یصیرَ تتمةً للموضوعِ و قیدًا له إذ لو فُعِلَ هکذا لرُبما یُکذَبُ الحکمُ مطلقًا.1

  • اشکالات بر مرحوم آخوند در حمل عوارض و ذاتیات ماهیت بر ماهیت

  • مرحوم آخوند براساس مطالب گذشته و بنایی را که بر یک مبنایی قرار دادند دو اشکال را مطرح می‌کنند که عرض شد با توجه به آن مبنایی که ایشان فرمودند دیگر جای برای این مسئله باقی نمی‌ماند و خودشان از همان مطلب در اینجا استفاده کردند. از همان مبنایی که در آنجا طرح کردند این بنا را هم بر همان مبنا قرار دادند.

  • اشکال اول این بود که اگر ماهیت من حیث هی مطرح بشود، همان‌طوری که عرض شد همۀ سلوب بر آن ماهیت صادق است؛ من‌جمله از آن سلوب و سلب‌ها یکی امکان است. امکان عبارت است از سلب ضرورت. ضرورت را ما از ماهیت و ذاتیات از آن مرحلۀ خود نفس ماهیت من حیث هی خارج می‌کنیم می‌گوییم: «الماهیة لیس بالضروریة». یعنی به این معنی که ماهیت در ذاتش اقتضای ضرورت به‌نحو علیت نمی‌کند، همان‌طوری که ذاتیات باب ایساغوجی معلول برای خود آن ماهیت متصوره هستند. من‌باب‌مثال حیوانیت و ناطقیت به‌اقتضای ذات انسان تصور می‌شوند اما کتابت و شعر و امثال‌ذلک این‌طور نیست، اقتضایی نیست و علیتی نیست. همین‌طور وجود و عدم این مقتضای یک ماهیت نیست. یعنی شما در تصور یک ماهیت هیچ‌وقت وجود را لحاظ نمی‌کنید، به‌لحاظ اینکه اگر همراه و مساوق با ماهیت، وجود هم لحاظ بشود دیگر موجودٌ بعدی که محمول واقع می‌شود و بر این ماهیت حمل می‌شود لغو خواهد بود. وقتی که ما زید را موجود تصور کنیم و بگوییم: «زیدٌ موجودٌ»، آن‌وقت دیگر موجودٌ را بر او حمل نمی‌کنیم و نمی‌گوییم: زیدِ موجود، موجودٌ. این معنی ندارد؛ الا بعنایةٍ، من‌باب‌مثال تأکیدی، دفع شبهه‌ای، شکی، دفع شکی و امثال ذلک باشد. اما لو خلّی و طبعه این قضیه، قضیۀ لغو است که با فرض وجود در ماهیت، انسان وجود را بر آن حمل کند به‌عنوان عرض خارج از آن ذات.

    1. الحکمة المتعالیة، ج ‌1، ص 168.