اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حمل امکان و امتناع بر ماهیت از دیدگاه آخوند

تفاوت ماهیت من حیث هی و ماهیت لا بشرط

13٬979
اسفار

حمل امکان و امتناع بر ماهیت، محور این جلسه از مباحث فلسفی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان به بررسی اشکالی می‌پردازد که بر دیدگاه مرحوم آخوند درباره نسبت امکان با ماهیت وارد شده است؛ اشکالی که بر اساس آن، اگر همه سلوب از ماهیت من حیث هی صحیح باشد، باید سلب امکان نیز بر ماهیت صادق باشد. در ادامه تفاوت میان دو نحوه لحاظ ماهیت، یعنی «ماهیت من حیث هی هی» و «ماهیت لا بشرط» تبیین می‌شود و نقش این تفاوت در حمل یا سلب امکان، ضرورت و امتناع مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین عبارت معروف حکیم سبزواری درباره تقدیم سلب بر حیثیت شرح داده می‌شود و منشأ بسیاری از اشتباهات در فهم اوصاف ماهیت روشن می‌گردد. نتیجه بحث آن است که امکان از ذات ماهیت انتزاع نمی‌شود، اما در مرتبه لحاظ ماهیت نسبت به وجود، از آن جداشدنی نیست.

حمل امکان و امتناع بر ماهیت از دیدگاه آخوند

توضیحات:

حمل امکان و امتناع بر ماهیت، محور این جلسه از مباحث فلسفی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان به بررسی اشکالی می‌پردازد که بر دیدگاه مرحوم آخوند درباره نسبت امکان با ماهیت وارد شده است؛ اشکالی که بر اساس آن، اگر همه سلوب از ماهیت من حیث هی صحیح باشد، باید سلب امکان نیز بر ماهیت صادق باشد. در ادامه تفاوت میان دو نحوه لحاظ ماهیت، یعنی «ماهیت من حیث هی هی» و «ماهیت لا بشرط» تبیین می‌شود و نقش این تفاوت در حمل یا سلب امکان، ضرورت و امتناع مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین عبارت معروف حکیم سبزواری درباره تقدیم سلب بر حیثیت شرح داده می‌شود و منشأ بسیاری از اشتباهات در فهم اوصاف ماهیت روشن می‌گردد. نتیجه بحث آن است که امکان از ذات ماهیت انتزاع نمی‌شود، اما در مرتبه لحاظ ماهیت نسبت به وجود، از آن جداشدنی نیست.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حمل امکان و امتناع بر ماهیت از دیدگاه آخوند

9
  • یعنى همان‌طور که ضرورت را ما از ماهیت سلب مى‌کنیم، سلبِ سلب که امکان است آن را بر این ماهیت حمل می‌کنیم و مى‌گوییم: هم ضرورت از ماهیت مسلوب است و هم امکان که سلب ضرورت است آن هم از ماهیت مسلوب است. چون همۀ سلوب بر ماهیت صادق است؛ هم ماهیت ما ضرورت ندارد و هم ماهیت ما امکان ندارد. نه ضرورت داخل در ذات ماهیت است و نه امکان که سلب این ضرورت است داخل در ذات این ماهیت است.

  • و کما أنّ الإنسانَ المأخوذَ مِن حیث ماهیتِه و طبیعتِه تَسلُبُ عنه الکتابةُ مِن تلک الحیثیةِ کذلک تَسلُبُ عنه سلبُ الکتابةِ أیضًا لکونِهما جمیعًا مِن العوارضِ التی هی غیرُ الذاتِ و الذاتیِ له.

  • «و همان‌طور انسانى که اخذ مى‌شود از حیث ماهیت و طبیعتش، این انسانی را که به این نحو ما مدنظر قرار مى‌دهیم، از همین انسانِ مأخوذ من حیث ماهیت، کتابت از او سلب مى‌شود چون ”الانسان من حیث هو انسانٌ لیس بکاتبٍ“. همین‌طور سلبِ کتابت هم سلب مى‌شود. (نه کتابت عارض بر انسان است و نه سلبِ کتابت عارض بر انسان است هر دوى اینها از انسان سلب مى‌شود.) چون هم کتابت و هم سلب کتابت هر دو از عوارضى است که این عوارض به ذات انسان ربطى ندارد بلکه اینها از عوارض وجود است، از عوارض خارجى است.»

  • اما به حاقّ انسان و به حاقّ ذات انسان وقتى نظر بیندازیم متوجه مى‌شویم که نه ماهیت انسان کاتب است و نه ماهیت انسان لا کاتب است، هر دوى اینها از ذاتش سلب مى‌شود. و این ارتفاع نقیضین نیست چون همان‌طور که عرض کردم بحث ارتفاع نقیضین در مرتبه نیست، یعنى به‌اصطلاح فلاسفه در مرتبۀ ماهیت مسئله ارتفاع نقیضین نیست بلکه در مرتبۀ وجود است. و در این مرتبه ارتفاع نقیضین اشکالى ندارد. یعنى درواقع در آنجا اصلاً [نقیضینی نیست،] چون محل واحد و حیثیت واحد مى‌خواهد و آن ملازم با وجود است.

/ 0