اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حمل امکان و امتناع بر ماهیت از دیدگاه آخوند

تفاوت ماهیت من حیث هی و ماهیت لا بشرط

0
اسفار
اسفار

حمل امکان و امتناع بر ماهیت، محور این جلسه از مباحث فلسفی آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی است. ایشان به بررسی اشکالی می‌پردازد که بر دیدگاه مرحوم آخوند درباره نسبت امکان با ماهیت وارد شده است؛ اشکالی که بر اساس آن، اگر همه سلوب از ماهیت من حیث هی صحیح باشد، باید سلب امکان نیز بر ماهیت صادق باشد. در ادامه تفاوت میان دو نحوه لحاظ ماهیت، یعنی «ماهیت من حیث هی هی» و «ماهیت لا بشرط» تبیین می‌شود و نقش این تفاوت در حمل یا سلب امکان، ضرورت و امتناع مورد بررسی قرار می‌گیرد. همچنین عبارت معروف حکیم سبزواری درباره تقدیم سلب بر حیثیت شرح داده می‌شود و منشأ بسیاری از اشتباهات در فهم اوصاف ماهیت روشن می‌گردد. نتیجه بحث آن است که امکان از ذات ماهیت انتزاع نمی‌شود، اما در مرتبه لحاظ ماهیت نسبت به وجود، از آن جداشدنی نیست.

حمل امکان و امتناع بر ماهیت از دیدگاه آخوند

2
  • بنا بر آن حصر عقلى که ما قبلاً مطرح کردیم و قضیه، قضیۀ منفصلۀ حقیقیه شد، در عالم واقع و در نفس الامر ماهیت به‌لحاظ وجود نه به‌شرط وجود، وقتى که به‌لحاظ وجود در ماهیت نظر مى‌شود یعنى ماهیت را ما در عالم تصور و تخیّل با وجود لحاظ مى‌کنیم. گرچه ماهیت هنوز وجود خارجى ندارد، گرچه ماهیت هنوز ماهیت معدومه است ولى به‌لحاظ وجود خارجى ما تصور مى‌کنیم؛ من‌باب‌مثال اگر یک زید و یک بنت با هم ازدواج کنند و فرض ‌کنیم که خیلى پشتکار ندارند که سالى یک بچه بیاورند بلکه در هر سه سال یک بچه از اینها به‌وجود بیاید، سه سال اول یک بچه، سه سال دوم بچه دوم و دیگر هر سه سالی یک بچه از آنها درمى‌آید. مى‌گوییم: این زید و این زن، این زوجین در عرض سى سال باید ده‌تا بچه از اینها به‌وجود بیاید. هنوز هیچ بچه‌اى از اینها به‌وجود نیامده ولى با فرض مقایسۀ با انجاب ولد در خارج، با فرض ما مى‌گوییم: ده‌تا می‌آورند.

  • حالا نکته‌اى که در اینجا مرحوم آخوند مى‌خواهند به آن اشاره بکنند این‌ است که مرحوم حاجى هم در بحث منظومه مى‌فرماید:

  • و قَدّمَن سلبًا علَى‌ الحیثیةِ***حتى یعُمَّ عارضَ المهیةِ 1
  • منظور از سلب در آنجا چیست و خلافش در اینجا باید ثابت بشود. چون در کبرى و در قیاس ما که در اینجا هست، مطلب دیگر که مورد نظر است این است که ما در ماهیت وقتى که امکان یا ضرورت یا امتناع را بر ماهیت حمل مى‌کنیم، به‌شرط وجود و مقارن با وجود نیست، چون اگر ماهیت در خارج موجود باشد دیگر از امکان بیرون مى‌آید و تبدیل به وجوب مى‌شود، منتها وجوبش وجوب بالغیر است. یا اینکه در بارى تعالى بحث مى‌شود که آیا بارى تعالى واجب الوجود است یا ممکن الوجود است؟ آن بحث تسلسل و دور و احتیاج به علت ثالثه و امثال‌ذلک که پیش مى‌آید، بدون شرط وجود و بدون لحاظ وجود ما در اینجا راجع به بارى تعالى بحث مى‌کنیم، اما اگر بارى تعالى را به لحاظ وجود خارجى با وجود خارجى لحاظ کردیم واجب الوجود است، دیگر بحث از وجوب ازبین مى‌رود. من‌باب‌مثال اینکه ما مى‌گوییم: آیا ممکن است که کتاب اسفار در این اتاق و در این غرفه باشد یا نباشد، این در صورتى است که ما علم به وجود کتاب اسفار در این غرفه نداریم، اما وقتى که چشممان را باز کردیم و نگاه کردیم دیدیم که کتاب اینجا هست دیگر بحث منتفى مى‌شود. پس صحبت در این است که بحث راجع به اوصاف ماهیت، تمام این بحث‌ها قبل از وجود است، قبل از شرط وجود ما این بحث‌ها را مى‌کنیم که آیا این ماهیت موجود است یا نه.

    1. شرح المنظومة، ج ‌2، ص 329.