
پاسخ به اشکالات امتناع امکان بالغیر
تبیین نسبت ماهیت، نفسالامر و امکان
امکان بالغیر و اشکالات واردشده بر آن، محور اصلی این جلسه است. آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی ابتدا پاسخهای مطرحشده درباره عدم حمل امکان بر ماهیت من حیث هی را بررسی میکند و سپس اشکالات مرحوم آخوند بر این پاسخها را توضیح میدهد. در ادامه، تفاوت میان ماهیت در مرتبه ذات، ماهیت در نفسالامر و ماهیت به لحاظ وجود خارجی تبیین میشود و نسبت امکان، وجوب و امتناع با هر یک از این مراتب مورد بررسی قرار میگیرد. استاد همچنین از برخی پاسخهای مطرحشده دفاع کرده و معنای صحیح نفسالامر و امکان را روشن میسازد. در بخش پایانی، بحث امکان بهعنوان امر سلبی یا ثبوتی، اشکالات نقضی و حلی مرحوم آخوند، و نقش اصل حمل کلام دیگران بر صحت در فهم مباحث علمی و جلوگیری از اختلافات فکری و اجتماعی تحلیل میشود.
پاسخ به اشکالات امتناع امکان بالغیر
1درس یکصد و نود و دوم
جواب اشکالات به ادلۀ امتناع امکان بالغیر
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
و ممّا ذکرناه علمتَ ضعفَ قولِ مَن أراد التفصی عن تلک الشبهةِ بأنّ انفکاکَ الماهیةِ من حیث هی عن الإمکانِ لا یستلزِمُ جوازُ انفکاکِها فی نفسِ الأمرِ لأنّها أوسعُ مِن تلک المرتبةِ قیاسًا علىٰ عوارضِها الوجودیةِ التی یکون القضایا المعقودةُ بها وصفیةً و هی العوارضُ التی تلحَقُ الماهیةَ لا بما هی هی بل بشرطِ الوجودِ.1
پاسخ مرحوم آخوند از اشکالات به امتناع امکان بالغیر
مرحوم آخوند باز بهدنبال مطالبى که در بحث امتناع امکان بالغیر مىفرمایند و شبهاتى که مطرح شده یک جوابى را از آن شبهۀ عدم حمل امکان با لحاظ حیثیت من حیث هى هى در ماهیت ممکنات بیان مىکنند.
اشکالاتی که وارد شده بود دو اشکال بود:
اشکال اول اینکه اگر ما براى ماهیت لحاظ من حیث هى هى بکنیم، یکى اینکه امکان از ذاتیات ماهیت است و جوهر ماهیت خواهد بود، درحالىکه اینچنین نیست. امکان گرچه از ذاتیات ماهیت است و بر ماهیت حمل مىشود ولکن ذاتىِ باب برهان است، یعنى ذاتىای است که منتزع از ماهیت است؛ نهاینکه ذاتى بهعنوان جنس و فصل ماهیت.
اشکال دوم اینکه امکان اصلاً قابل صدق بر ماهیت نخواهد بود. و این دو نحوه اشکالى که در اینجا مطرح کردند، این دو نحوه اشکال موجب شد که بسیارى از اذکیاء در جواب آن بمانند. بعضى از این اشکال جواب دادند و اینطور فرمودند که امکان عبارت از سلب ضرورت وجود و سلب ضرورت عدم است، و اینکه ماهیت در مرتبۀ ذات خودش مستلزم امکان نیست بهعنوان لازم ذاتى، دلیل نمىشود بر اینکه درواقع و در نفس الامر منفک از امکان باشد، یا [منفک از] ضرورت و یا امتناع [باشد]. حالا امکانش را ایشان مطرح مىکنند میفرماید: به جهت اینکه وقتى که ما ماهیت را با نفس الامر و با واقع ملاحظه بکنیم که عبارت است از عوارض وجودى که لاحق بر ماهیت میشوند بهواسطۀ وجود، و این عوارض حملشان بر ماهیت، حمل ثانیاً و بالعرض است، [یعنی] اولاً و بالذات عوارض وجودى بر نفس وجود حمل مىشوند و بعد ثانیاً و بالعرض بر ماهیت صدق مىکنند مانند تحرک و کتابت و جلوس و قیام و این مسائل، بنابراین بهلحاظ وجود ما مىدانیم که ماهیت، یا ممکن الوجود است و یا ضروریة الوجود است و یا ممتنع الوجود است، به این لحاظ امکان بر ماهیت من حیث هى صدق مىکند. این جوابى بود که از این اشکال داده شده است.
- . الحکمة المتعالیة، ج 1، ص 169.
